تاريخ: ۱۳۹۷ دوشنبه ۱۲ آذر ساعت ۱۸:۱۹ بازدید: 498      نظرات: 0      کد مطلب: 10343

دوستی های ویرانگر در دوران نوجوانی


 

سامان بی باک (مدرس دانشگاه)

نقش دوستان و همنشینان در شکل گیری شخصیت، انحراف یا هدایت هر انسانی بسیار حائز اهمیت است و باید از همان ابتدای زندگی مورد توجه جدی قرار گیرد، زیرا آینده ی فرزندان هر یک از ما در گرو این نکته ی مهم خواهد بود.

متاسفانه زندگی انسان های کنونی به گونه ای است که شرایط، مشغله کاری و مشکلات زیاد زندگی، این اجازه را به "بعضی" از والدین نمی دهد که بتوانند به نحو احسن، فرزندان خود را کنترل نمایند و مراقب افرادی که با فرزندانشان معاشرت می کنند باشند، بنابراین فرزندان را به حال خود رها می کنند (مخصوصا نوجوانان که در سن حساسی هستند و خطرات بیشتری آن ها را تهدید می کند) البته بعضی ها(دسته ی دومی) هم وجود دارند که استثنا و دارای تمکن مالی هستند و با در اختیار گذاشتن پول، ماشین، و سایر امکانات رفاهی، فرزندان خود را آزادانه در اجتماع رها می نمایند تا هر کاری که دلشان بخواهد انجام دهند؛ این رهایی ها و یا سهل انگاری ها "ممکن است" موجب تماس مستمر و همنشینی آنان با اشخاص بیگانه و ناباب، جنس مخالف و یا حتی دوستان صمیمی خود شود که می تواند پیامدهای جبران ناپذیری را بر آنان و در اصل، بر بنیان خانواده وارد نماید، زمینه ی آسیب پذیری، رفتار انحرافی و بزه کاری فرزندان را فراهم آورد و یک عمر، باعث پشیمانی گردد؛ برای نمونه می توان به جوانی اشاره کرد که سال اخیر در این شهر توسط دوستان صمیمی خود به قتل رسید و عاقبتی جز جگر سوخته و تلخ شدن زندگی به کام پدر و مادر هر دو طرف نداشت. پس، قبول این واقعیت، توجه بیشتر والدین را در کنترل و نظارت معاشران نوجوان می طلبد.

بحث و بررسی

نوجوانی، فصل حساسی از زندگی آدمی است که اگر با نظارت، کنترل و آگاهی دادن والدین به فرزندان همراه نباشد می تواند بسیار خطرناک باشد و آینده ی جگرگوشه های ما را دگرگون سازد. طبیعت انسان(چه دختر و چه پسر) در این دوران به گونه ای است که به شدت، زودرنج، احساساتی و درون گرا می شود، دوست دارد از خانواده اش فاصله بگیرد و به دوستان و همسالان خود نزدیک تر شود. اغلب، تحت تاثیر اعمال، رفتار و افکار آنان قرار می گیرد، خواسته هایشان را بسیار زود می پذیرد، از آنان الگو می گیرد، و بدون مقاومت به توقعات دوستان خود پاسخ می دهد، زیرا از لحاظ روانی و عاطفی در حال تغییر و تحول است.

اگر نوجوان در این سن آگاه نباشد، یا با افراد خوبی معاشرت ننماید، شاید با تاثیر پذیرفتن از آنان و با حس کنجکاوی، دست به کارهای نامعقولی بزند که حتی در برخی موارد می تواند غیرقابل جبران باشد، کارهایی از قبیل: (مصرف مشروبات الکلی، سیگار، قلیان، گاهی مصرف مواد مخدر، مواد نشاط آور و قرص های روان گردان، قرص های خواب آور، ترامادول و قرص های تاخیری جنسی، رابطه با جنس مخالف، قمار، شب گردی، شب را در منزل دوستان و فامیل خوابیدن، فرار از منزل، درگیری با پدر، مادر، خواهر و برادر، سرکشی، لجبازی، نافرمانی، جرایم غیر عمد و...  و" حتی قتل، "مورد غیر قابل جبران" همانطور که در سطور بالا مثال زده شد") پس احتمال دارد در همین نوع تماس ها و روابطی که دارد، در معرض یادگیری رفتارهای منحرف و آسیب زا قرار گیرد و به بیراهه کشیده شود؛ بنابراین در این زمینه لازم است که عوامل مهم این آسیب ها را شناخت و چاره و راهکاری برای آن ها اندیشید تا بدین وسیله از بروز احتمالی خطراتی که در این دوره فرزندان ما را تهدید می کند در امان باشیم.

عوامل و راهکارها

عامل: اختلاف پدر و مادر(نابسامانی خانوادگی)

راهکار: در خانواده ای که نابسامان است و والدین آنان دچار طلاق عاطفی و پرخاشگر هستند و یا اغلب با یکدیگر اختلاف دارند، نوجوان از منزلش فراری می شود و این لحظه است که برای پذیرش انواع اختلالات رفتاری و انحرافی اخلاقی آمادگی پیدا می کند و به هر کس(چه دوستان و چه جنس مخالف) که سر راه او قرار گیرد و به او اظهار محبت کند علاقمند می شود و به دوستی های ویرانگرش تن می دهد و چه بسا در این مسیر، تباه شود. پس، مراقب اخلاق و رفتار خود در خانواده باشیم، زیرا نوجوان، طاقت این فضا و گریه های مادر را ندارد.

عامل: عدم حضور پدر در خانه، نقش کمرنگ پدر در خانواده(مخصوصا شب ها، به هر دلیلی)که حس آزادی بیشتری را به نوجوان می دهد.

راهکار: حضور پدر در خانه(مخصوصا شب ها) باعث می شود که اولا، نوجوان، احساس امنیت کند و به زندگی دلگرم تر شود، سپس از حضور بزرگ خانواده حساب ببرد و احساس شرم و یا حتی ترس نماید و از انجام بعضی کارها،"مخصوصا شب گردی ها، حضور در قهوه خانه ها و مهمانی های مجردی، شب را در منزل دوستان و فامیل خوابیدن، سپری کردن وقت با دوستان و هم سن و سالان که منشا بسیاری از کج روی ها می باشد و..." اجتناب کند. این حضور، به عنوان یک مانع، سبب ایجاد شخصیت سالم در فرزند نوجوان می شود و ناسازگاری و رفتارهای ضداجتماعی او را از میان می برد؛ بنابراین، نقش پررنگ پدر در زندگی و راهنمایی های او باعث می شود که فرزندان ما تا حد زیادی در راه درست گام نهند و به تکامل خود بپردازند. این حضور پررنگ، خود، یک عامل مهم پیشگیری از انحرافات به حساب می آید.(اگر موقعیت شغلی پدر به گونه ای است که نمی تواند برخی از شب ها را در منزل باشد، با هماهنگی مادر خانواده، فرزند نوجوان خود را با سیاست های خاص و در نهایت احترام و حمایت کامل، توجیه نماید که موارد نامبرده، کار درستی نیست و باید در نبود پدر، نسبت به خواهر، برادر و مادر خود، مسئولیت پذیر باشد.)

عامل: کمبود محبت و بی توجهی به نوجوان

راهکار:کمبود محبت و بی توجهی، یکی از عوامل بسیار قوی است که نوجوان را به سمت و سوی بزهکاری سوق داده و او را از خانواده دور می نماید. محبت کافی از سوی پدر و مادر موجب آرامش روانی فرزندان می شود و همین آرامش روانی، آنان را از تمایل به بسیاری از لغزش های اخلاقی و پناه بردن به دوستان و افراد ناباب بازمی دارد. البته حواسمان باشد که محبت بیش از حد هم می تواند خطرساز باشد.

عامل: افراط و تفریط در محبت(دراختیار گذاشتن امکانات رفاهی زیاد،پول،ماشین"مخصوصا بدون گواهینامه" و...)

راهکار:افراط در محبت هم همانند کمبود محبت می تواند در نحوه ی تربیت فرزندان ما بسیار مهم باشد. همه ی ما دوست داریم که فرزندانمان در ناز و نعمت بزرگ شوند، احساس کمبود نکنند و در رفاه کامل باشند، ولی قبل از در اختیار گذاشتن این امکانات لازم است که حتما برای استفاده ی درست، فرزندان خود را توجیه نماییم، زیرا در اختیار داشتن این امکانات می تواند نوجوان را بیشتر به هم سن و سال های خود نزدیکتر نماید(برای ارضا شدن و لذت بردن ها...) و این همراهی ها، گاها ممکن است خطرناک باشد؛ خطراتی از قبیل: (مصرف سیگار، مشروبات، مواد مخدر، رابطه با جنس مخالف و...) همچنین علاوه بر توجیه کردن باید به آنان اعتماد کنیم و ارزش بگذاریم؛ راستگویی را به آنان بیاموزیم، برایشان برنامه‌ریزی نماییم و از دور، آنان و معاشرانشان را کنترل نماییم. (همچنین در اینجا لازم است که به یک نکته ی مهم اشاره نماییم، آن هم در اختیار گذاشتن وسایل نقلیه به نوجوان، بدون گواهینامه است که در این زمینه نیز گاهی تجدید نظر لازم است.)

عامل: تبعيض ميان فرزندان

راهکار: همه ی والدین، عنوان می نمایند که بین فرزندان خود هیچ تفاوتی قائل نیستند، ولی گاهی مواقع چه به صورت آگاهانه و چه به صورت ناآگاهانه، این اتفاق صورت می گیرد که اگر به خود نیاییم و مراقب نباشیم می تواند بر فرزندان ما(مخصوصا نوجوانان) تاثیری عمیق بگذارد و آن ها را از ما دور و به دوستانشان نزدیک نماید. توجه داشته باشیم که حتما در دوست داشتن بین فرزندان، اعتدال را رعایت نماییم تا فرزندانمان را از دست ندهیم.

 

عامل: دیر به خانه آمدن(شب گردی ها)و یا شب را در منزل دوستان و فامیل خوابیدن

راهکار:یکی از عامل های اصلی انحرافات و بزهکاری نوجوان، شب گردی با دوستان، انجام بعضی از کارهای نامعقول در حین شب گردی، رفتن به بعضی از اماکن، از جمله، قهوه خانه ها و... و شب را در منزل دوستان و فامیل خوابیدن است. وظیفه ی ماست که فرزندان خود را با سیاست های خاص، توجیه نماییم،" البته نه به اجبار" که معاشرت با کسانی که شب گرد هستند، باعث دوستی های ویرانگر خواهد شد. همچنین نباید به آنان اجازه داد که شب ها را در منزل دیگری، حتی فامیل نزدیک، به صبح برسانند.

عامل: بی تفاوتی بعضی از والدین نسبت به معاشران نوجوان (رها کردن، نبود کنترل و عدم آموزش)

راهکار: نام پدر یا مادر، بسیار بزرگ است، واژه هایی که با مسئولیت همراه است. پس، این دو نفر در قبال فرزندانی که به دنیا می آورند، مسئولند. وظیفه ی پدر و مادر است که در طول دوران زندگی برای فرزندان خود امکانات فراهم نمایند، مراقب کار و تحصیلاتشان باشند، از همه مهمتر، بر دوست گزینی فرزندانشان، مخصوصا در دوران نوجوانی، نظارت کنند، آن هم به صورت دور کردن از دوستان بد و تشویق برای معاشرت با دوستان خوب؛ رفت و آمد آنان را کنترل نمایند، آن هم کنترلی دقیق و خاص در هر زمینه ای. اگر کنترلی بر روی معاشران فرزندان نوجوان صورت نگیرد، به یقین، انتخاب دوستان بد، آنان را به سمت گرداب نابودی خواهد کشاند. از این رو، نظارت و کنترل غیرمستقیم و نامحسوس والدین بر آنان باید بیشتر از هر زمان دیگری باشد. البته در این زمینه نباید سخت گیری نمود، باید با آموزش، فرزندان خود را تشویق نماییم که با انسان های خوب، موفق و سالم دوستی نمایند؛ سخت گیری، هرگز نتیجه خوبی نخواهد داد؛ زیرا محروم کردن نوجوان از دوستان خوب، وی را گوشه گیر و غیراجتماعی بارمی آورد و می تواند زیان بار باشد؛ بنابراین حواسمان باشد که آینده ی فرزندان هر یک از ما در گرو کنترل، نظارت و آموزش درست است، حتی اگر شرایط زندگی ما سخت باشد و مشغله ی کاری، این اجازه را به ما ندهد.

سخن آخر:

فرزندان، نور چشم و امید زندگی ما هستند، هدف از این بحث ها محدود کردن آنان نیست، بلکه باید با سیاست، راهکارهای خاص( در قالب تشویق، از راه دوستی و حمایت)و تغییر شیوه ی زندگی، سعی کنیم از این عواملی که موجب بروز مشکلات برای فرزندان نوجوانمان و به خطر انداختن آینده ی آنان خواهد شد، پیشگیری نماییم. به امید آن روزی که همه ی ما فرزندانی صالح، سالم و سربراه با آینده ای روشن داشته باشیم.

مشاوره و بازبینی:

سلیمان کارسولی (کاشناس ارشد مشاوره خانواده)




ارسال به دوستان
ارسال به دوستان
چاپ
نسخه چاپی


نظر کاربران


نظر خود را براي ما ارسال كنيد