تاريخ: ۱۳۹۵ سه شنبه ۱۳ مهر ساعت ۰:۷ بازدید: 2226      نظرات: 0      کد مطلب: 2005

همایش و نمایش!

دکتر صلاح الدین خدیو


حاشیه های همایش منطقه ای ماموستا هیمن از متن آن مهمتر شده و صف منتقدان هم روز به روز درازتر. نوشته هایی که به عنوان جوابیه منتشر شده اند، غیر از حمله شخصی به منتقدان واجد مطلب دیگری نبوده اند. این قلم بنای دوباره پرداختن به این موضوع را نداشت، اما جهت تنویر افکار و برساختن یک گفتگوی سازنده طبقه بندی نقدهای وارد شده را  ضروری دانست. 
عمده نقدها متوجه زبان غامض‌ و غیر قابل فهم مقالات است. اکثریت قریب به اتفاق البته این ایراد را به دکتر رهبر محمود زاده وارد نمی دانند. باید توجه داشت که مغلق گویی و دشوار نویسی با تخصصی نوشتن و علمی سخن گفتن متفاوت است. مغلق گویی تنها روکش تخصصی بودن را با خود دارد و خالی از محتوای آن است. این بیماری دیری است در فضای فکری و فرهنگی ما لانه کرده و بویژه در همایشها خود را به نمایش می گذارد. در واقع راه میانبری شده برای شاعر و نویسنده و روزنامه نگار و منتقد ادبی شدن. راه میانبر به چه معنا؟ مثالی می زنم. شما برای اینکه هیمن شناس خوبی شوید باید تمام آثارش را مطالعه، زندگی و زمانه اش را درک و فضای فکری دوران زندگیش را بازسازی و گفتمانها و جریانات سیاسی وقت را بشناسید. شناخت شاعران و متفکران قبل و بعد و بررسی تاثیر گذاری و تاثیرپذیری آنها هم ضروری است. نیک مستحضرید که این فرایندی زمانبر است و هم استعداد می خواهد و هم پشتکار. دستکم چند سال مطالعه مستمر و متنوع می خواهد. راه میانبر اما اینگونه نیست؛ نظریه ای ادبی یا جامعه شناختی یا سیاسی را مطالعه کرده و یکی دو مصداق از اشعار ماموستا برایش می یابید یا به آن می آویزید. در عالم سیاست هم اینگونه است. درک درست تحولات خاورمیانه مطالعه و ممارستی حداقل بیست ساله می طلبد. با این وصف طبیعی است که هر کسی بتواند در حد معلومات ویکی پدیا چیزی بنویسد. پس اصلا بحث این نیست که چرا به زندگی سیاسی شاعر پرداخته نشد، بلکه پرسش دقیقا این است که چرا  شعر هیمن و خود هیمن مورد بحث قرار نگرفت؟ اشتباه نکنید من با راهزنی فکری دستکم درتنگنای معرفتی کنونی مخالف نیستم. در شرایط اضطراری فعلی، نقل درست یک ایده حتی بدون ذکر منبع آن نباید مواخذه شود. مهم اما این است که مغلق گویی سرقت فکری هم محسوب نمی شود. چرا که اساسا ایده ای موجود نیست. طبیعی است که نمیتوان و منصفانه نیست که تمام مطالب و مقالات ارائه شده در همایش را به یک چوب راند. بلکه روح کلی حاکم بر جلسه این بود.
ایراد دوم متوجه شورای شهر است. در این امور شورا نباید صرفا کیسه خلیفه باشد. هزینه اینگونه همایشها از منابع عمومی و عوارضی است که شهروندان برای آبادانی شهر می پردازند. بنابراین شورا باید تدبیری به خرج دهد که خروجی همایش مانند اقدامات آن در بخش عمران برآیند میانگین بزرگتری از شهروندان باشد. اگر همایش با هزینه اشخاص یا حتی نهادی دولتی برگزار می شد، با اغماض بیشتری می شد با موضوع کنار آمد. " شخصی شدن " شورا یکی از تبعات افزایش تعداد اعضا در شوراهای فعلی است. این آسیب شامل همه کمیسیونها میشود و در اکثر شهرها هم قابل مشاهده است. شخصی شدن درست در برابر کارکرد نهادی شورا قرار دارد و در واقع نقض غرض این نهاد جمعی و مشورتی است.
در روزهای گذشته بارها کارگران و کارمندان شهرداری را دیده ام که مدت مدیدی است حقوق ماهیانه را دریافت نکرده اند. اینان بحق از عدم انضباط مالی و بویژه صرفه جویی نکردن در همایش پیشگفته شاکی بودند. وقتی مسئولین شورا و شهرداری صراحتا و مکرر از بحران مالی و کسر بودجه سخن می گویند، چرا کمربندها را سفت نمی کنند؟ این پرسش هم مانند پرسشهای بند اول بی جواب مانده است.



ارسال به دوستان
ارسال به دوستان
چاپ
نسخه چاپی


نظر کاربران


نظر خود را براي ما ارسال كنيد