تاريخ: ۱۳۹۶ شنبه ۲۸ بهمن ساعت ۱۱:۳۶ بازدید: 930      نظرات: 0      کد مطلب: 5116

"عکس ، عکاسی ، هنر و هنرمند"


 
بهروز جلفائی آذر( فوتوژورنالیست)
 

این روزها شاهد اتفاقات و رویدادهای هنری بسیار خوبی در حوزه عکس هستیم ، نمایشگاه های متعددی در سال جاری برگزار شد ، نمایشگاه های انفرادی و چند نفره و گروهی.

روند روبه رشد علاقه مندی به عکس و عکاسی ، گریزناپذیر شده است و امروزه افراد بیشتری تمایل خودشون رو به ورود به این حوزه اعلام می کنن ، حتی افرادی هستن که با حالت بسیار تاسف باری میگن : همیشه دلم میخواست یه عکاس باشم و سفر کنم و عکاسی کنم .

در این جو فراگیر ، نکات بسیاری پنهان هستند، که باید بدان پرداخته شود ، با سوالاتی شروع می کنیم ، چرا عکاسی ؟ چرا میخواین عکس بگیرین ، چرا شما ؟ از کجا باید شروع کنین ؟ میخواین به کجا برسین ؟ آیا عکس خواسته های شما رو برآورده می کنه ؟ آیا با عکاسی میخواین چیزی بگین ؟ آیا عکاسی یه تفریحه یا یه ژست هنری برا خودتون شکل میدین ؟ چقدر به خودتون اطمینان دارین ؟ بنظرتون فضای عکاسی آماده ست ؟ آیا مشکلات و چالش های عکاسی رو می شناسین ؟

اینها سوالاتی هستند که باید جوابی براشون داشته باشید، خوشحالم که تمایل به عکاسی بیشتروبیشتر شده ، این یک چالش اساسی برای خود عکاسی هست باعث میشه دیدگاه ها و بینش های جدیدی شکل بگیرد ، عکس هایی با ایدئولوژی های نو ، وقتی یک فرد دوربینی تهیه می کنه و سعی داره عکاسی کنه ، حتمن تراوشات ذهنی خودشو دخالت میده و این نقطه آغازین از یک روند سیستماتیک در هنر است ، ایدئولوژی هنری شما چیه ؟

حال از یک منظر دیگه باید به موضوع نگاه کنیم ، سطوح آموزشی و شرایط یادگیری برای هنرجو چقدر مهیاست ، اساتید و مربیان خود در چه سطحی هستند ؟ منابع در دسترس کدوم ها هستند ؟ این بسیار مهمه ، وقتی تعدادی هنرجو میخوان عکاسی یاد بگیرن و عکس بگیرن ، از کی و کجا یادمی گیرن ؟ منابع رسمی ، غیررسمی ، معتبر و نامعتبر ؟ آگاه یا ناآگاه ؟ حرفه ای یا غیرحرفه ای ؟
 خوشبختانه وضعیت کمیتی در حال رشد است و باید به کیفیت یادگیری و کار فکر کنیم ، نمایشگاه چهل عکس چهل عکاس که بهتر بگیم چهل عکس چهل دیدگاه ، نمایشگاه خوبی بود و نکته اصلی که معمولا در نمایشگاه هایی از این دست می بینیم تنوع دیدگاه هاست ، در اینجا تک عکس نشانگر قدرت و توان گیرنده عکس است ، من کلمه گیرنده عکس رو بکار می برم چون برای عکاس شدن باید هزاران عکس بد گرفته بشه .

تک عکس ویژگی های خاص خود را دارد ، هر چیزی که قراره به مخاطب گفته بشه یا ارائه بشه یا هرچیزی که میخوای باید در یک عکس در یک کادر گنجانده بشه ، ظاهرا گفتنش آسونه ، یه لحظه فکر کنین ، همه چیزی که می خواین نشون بدین در یک کادر !!! ، این یک قدرت تصمیم گیری بالارو می طلبه ، باید دقت داشت.

از سوی دیگر نمایشگاه های انفرادی و چند نفره که هر فرد تعداد بیشتری عکس برای ارائه کردن دارد با این چالش روبرو نخواهد شد ، در  نمایشگاه های انفرادی هم که محدودیتی در تعداد ارائه وجود ندارد .

نمایشگاه چهل عکس ، چهل عکاس ، کاری گروهی و حرکتی مفید بود و تمرینی برای هنرجویان به حساب می آمد ، آنها با بازخوردهای مخاطبین آشناتر شدند ، حوزه رقابتی و توانایی های خودشان را شناختند و در صورتی که عکاسی را ادامه دهند حتمن اولین قدم بعداز این ارائه رفع نقاط ضعف خواهد بود ، 
یکی دیگر از مسائل مهم و اساسی که هیچ گاه صحبتی از آن به میان نیامده ، مساله آماده سازی عکس ها و چاپ آن است ، چاپ یکی از اساسی ترین کارها برای ارائه عکس است ، بدون در نظر گرفتن اینکه با چه کیفیت و چه وضوحی عکس را گرفته باشی ، برای ارائه به یک چاپ خوب نیاز داری ، چاپ عکس های نمایشگاه چهل عکس چهل عکاس چاپ قابل قبولی بود ، این چیزی بود که خود بازدید کننده ها بیان کردند و به سادگی قابل گفتن بود ، گرفتن عکس با دوربین با همه شرایط و محتوی بسته به عکاس آن است ، مرحله بعدی آماده سازی آن است که امروز با تکنولوژی جدید در فتوشاپ و لایت روم و نرم افزارهای دیگر توسط خود عکاس ترجیحا صورت می گیرد و مرحله بعدی ، چاپ است ، در مرحله چاپ هم باز اوپراتور بسته به شرایط دستگاه ها و کالبیره بودن مانیتور با دستگاه چاپ ، امکان دارد مجددا کارهایی روی عکس انجام دهد تا خروجی چاپ با کیفیت بهتری باشد ، پس می بینیم تولید یک عکس از لحظه گرفتن تا نصب روی دیوار نمایشگاه مراحلی دارد که هریک از آنها تغییراتی را روی عکس اعمال می کند .

در خصوص نوع کار هنرجویان عکاسی در نمایشگاه عکس چهل عکس چهل عکاس ، نکته ای قابل تامل وجود داشت و آن ایده پردازی های نوین و نگاه های جدید ی بود که در حال شکل گیری بودند ، از این چهل هنرجو ، چهار نفر ، عکاسی  را بصورت جدی دنبال خواهند کرد و از این چهار نفر یک نفر به سطح حرفه ای می رسد و در عرصه عکاسی می ماند.

موفقیت در عکاسی امروز خیلی سخت تر از گذشته است ، امروز  حجم خیلی بالایی از عکس در معرض دید عموم قرار داره چه بخوان چه نخوان ، پس قدرت تشخیص مردم بالا رفته ، در حوزه هنری هم دچار چالش می شوی و برای مقبولیتت باید تلاش کنی .

بحث دیگر هنر چیست و هنرمند کیست ؟

هنر تراوش درونی انسان در یک موضوع خاص که توان بروز شدن را داشته باشد تا مخاطب را به چالش وادارد یا پیامی خاص را منتقل سازد و قرار دادن عوامل اصلی آن موضوع در یک قالب منظم و چیدمانی با پس زمینه ای از یک ایدئولوژیکی منحصر بفرد .

هنر در جامعه ما متاسفانه تعریف درستی ندارد ، هنر در یک مفهوم بسیار وسیع دیکته شده ، چرا چون اداره یا سازمان متولی حرفه ای برای این کار نداریم ، چهارچوب هنر چیست ؟ هنرمند چه ویژگی هایی باید داشته باشد ، آیا من دوربین دارم و عکس می گیرم ، یک هنرمندم ؟

شاخص ها کدامند ؟  هنرمند بودن یک شخص توسط چه افرادی باید تشخیص داده شود ؟ شورای فرهنگی شهرستان چه کسانی هستند ؟ آیا یکی از اعضای این کمیسیون در عرصه هنری فعالیت دارد ؟ نقش جامعه چیست ؟ آیا جامعه به تنهایی توانایی انتصاب لقب هنری به یک فرد را دارد ؟

بیشتر این سئوالات به شیوه های پیچیده در این شهرستان پاسخ دارند .

یک مرجع ، یک نهاد حرفه ای ، یک شورای فرهنگی هنری نیاز یک جامعه است .

تیپ و ژست هنری داشتن خیلی کار ساده ای هست شاید بگم ارزون قیمت هم هست ، همه ما می دانیم هنر ، فرهنگ و ادب ذخیره یک ملت هست ، ساختمان ها ، تجملات ، ماشین های مدل بالا ، تفریحات و ریخت و پاشها ، حرفی برای گفتن ندارند ، تصور کنید یک گردشگر که وارد شهر میشه ، با چه چیزایی میخواین خودتونو معرفی کنین ؟!!!!

نمایشگاه های زیادی برگزار شد ، امسال تئاترهای زیادی روی صحنه رفت ، در زمینه موسیقی کارهای زیادی شد ، شعر و ادب و دست نوشته های زیادی نوشته شدند و فیلم های کوتاه ساخته شد ،  همه اینها نشان از یک پتانسیل خوب برای رشد و تعالی است .

اشاره داشته باشیم به مقبره شعرا در گورستان شهر (باغ فردوس)، تعداد آرامگاه های آنجا خیلی معدودند ، اما خیلی باعث افتخار و سربلندی هستند و حتی مهمانان از دورونزدیک ، داخلی و خارجی سری به آنجا می زنند و عکس یادگاری می گیرند ، این چه چیزی رو نشون میده ؟؟ اهمیت فرهنگ در یک جامعه و ارزش اونو .

حال دقت کنید قطعه هنرمندانی که با هزاران مشقت اختصاص و جداسازی شد ، فردای فرداها باید چگونه باشه ؟ کسانی که امروز در آنجا آرام می گیرند باید فردا باعث آرامش و افتخار یک جامعه باشند .

در پایان باید بگم خوشحالم ، خوشحالم از این همه فعالیت در حوزه های مختلف هنری ، من ایمان دارم زمانی خواهد رسید که آثار با ارزشی به یادگار خواهند ماند ، امروز ما  با روش های مختلف افکار و تواناییها و ارزش های بنیانی خودمان را با زبان هنر برای نسلهای بعدی ثبت می کنیم ، زمانی آیندگان به آثار امروز ما بعنوان سند نگاه می کنند همچنانکه ما امروز این کار را انجام میدیم .

سخن آخر:

سخت ترین کار انسان ، هنرمندی اوست ، چراکه می دانی در راهی پا می نهی که چالش های بی شماری خواهی داشت و بار آن را به تنهایی بردوش می کشی ولی باز ادامه می دهی .




ارسال به دوستان
ارسال به دوستان
چاپ
نسخه چاپی


نظر کاربران


نظر خود را براي ما ارسال كنيد