تاريخ: ۱۳۹۶ چهارشنبه ۴ بهمن ساعت ۲۲:۳۰ بازدید: 516      نظرات: 0      کد مطلب: 5026

یادداشتی کوتاه به بهانه ی اجرای نمایش " افسانە ماده ببر"


یادداشت: سیاوش پیداو

داریو فو خالق اثر مرگ تصادفی یک آنارشیست و روز از نو این بار ما را به چین به راهپیمایی بزرگ نیروهای ارتش سرخ چین در هیمالیا می برد. با یک برش از زندگی واقعی یک سرباز مجروح که از طرف دوستانش رها شده و در پی تقلا برای ادامه ی حیات است که در طی این تقلا و پناه بردن به یک غار با ماده ببری به همراه بچه اش روبه رو میشود و شروع داستان با قرار گرفتن در موقعیت که گاه روایتگر سرباز است و گاه در درون این روایت به ایفای نقش می پردازد. آنچه که منجر به حرکت درام در سیر رو به پیش خود است تقلای سرباز در برخورد با شرایطی است که زندگی و هستی او را تهدید می کند. ترس  گرسنگی و وحشت و همه ی اتفاقات مرعوب کننده دستمایه ی یک اثر کمدی می شود اثری که در تخیل جان می گیرید و تخیل با الهام گرفت از یک افسانه قدیمی چینی (ماده ببر) و ادغام آن در یک اثر کمیک روایتگر زندگی یک سرباز اهل مینچوری که از شرکت کنندگاه در پیاده روی بزرگ است می شود. نویسنده در پیش زمینه اثر خود ماده ببر را در چین که مظهر و نشانه است و معنی دقیقی داره: می‌گن یه زن، یه مرد یا ملتی «ببر دارن» که در مقابل کوه مشکلات از زیر بار مسئولیت شانه خالی نکنند، خشتکشونو زرد نکنند، دم‌شونو رو کولشون نگذارند و در نروند، گودو خالی نکنند، زیرسبیلی در نکنند، خودشان را سکه یک پول ننمایند و منکر ارزش‌های خودشان نشوند... در یه چنین موقعیت‌هائی اونائی که «ببر دارن» ثابت‌ قدم و استوار سر جاشون می‌ایستن و مقاومت می‌کنن. دهقانان شانگهای بر این معنی اضافه می‌کنن که: اونایی که مقاومت می‌کنن، بایستی اخگر افروخته رو در گودی کف دستشون محافظت کنن، تا اونایی که وحشت برشون داشته و فرار رو بر قرار ترجیح دادن، روزی که دوباره همتشو پیدا کردن و برگشتن، بتونن اونایی که مشعل رو روشن نگه داشتن شناسایی بکنند، و دوباره با سازماندهی جدید، دست در دست یکدیگر، به مبارزه ادامه بدن. ببر یه معنی و مفهوم دیگه هم داره، شاید مهم‌ترین. داشتن ببر یعنی مسئولیت رو به دوش دیگری ننداختن، کار خود رو بدست دیگری ندادن، حتی اگر این فرد رهبر عظیم‌ الشان محبوب باشه، یا کسی باشه که قابلیت‌های خودش رو به منصه ظهور رسونده، یا صادق‌ترین و مطمئن‌ترین دبیر حزب... حزب... باشه. نه، هرگز! کسی که «ببر داره» خودش رو موظف می‌بینه که داخل گود باشه، در کارها شرکت داشته باشه، بازبینی و وارسی بکنه، بررسی و تحقیق بکنه، حی و حاضر مسئولیت رو تا به انتها قبول بکنه. نه به خاطر اینکه به دیگران اعتماد نداره، نه. بلکه فقط برای پرهیز از ایمان و اعتقاد و سرسپردگی احمقانه‌ای که خطرناک‌ترین و مخرب‌ترین سرطان مبارزه طبقاتی و دشمن تعقل و انقلابه. با نگاهی دقیق به این اثر آنچه که نیاز به تولید یک اثر دراماتیک است در متن حضور دارند پیوند ناگسستنی کاراکتر یا شخصیت با رویداد درماتیک و در عین حال تاثیر دو جانبه آن ها از یکدیگر و بر همدیگر درام را آماده ی تولید می کند سرباز در همه ی وضعیت ها (برخورد با ماده ببر /روستاییان و رهبران حزب) همچنان که در آنها بسر میبرد  از آنها تاثیر میگیرد و تاثیر میگذارد تعلیق و ضرباهنگ درونی متن از پس رویدادها که خود حامل جو و حال و هوا و اتمسفر خاص خود می باشد قابل کشف و شهود و فهم می باشد.

تعلیقی که از منطق رویداد ناتمام اولیه در هر رخداد شروع و ادامه کاری آن را جهت فکری کاراکتر که اتفاقا از درون متن قابل دریافت است و هر بار جهت آن را تجربه ی قبلی هدایت میکند تجربه یکه خود حاصل رویداد قبلی و ارتباط عناصر داستان در ان مرحله از سلسله رویدادها قابل دریافت است و در آخر به درون مایه ی فکر اصلی نویسنده که کاراکتر آن را با کنش دراماتیک در یک رویداد مشخص بیان می کند. کنار زدن اتوریته و رئیس و همچنین آزادگی و فهم هربار انسان و انقلابی گری از دید فو نه از پس اطاعت تحمیلی و تحمیق پیرو بلکه از درون یک فضای گشوده به تجربه خلق و آگاهی جمعی و کنش نه با واسطه گفتمان رئیس – پیرو بلکه با واسطه مستقیم  خلق در تجربه سیاسی ممکن میشود.

امیدوارم گروه اجرایی سنگ تمام بگذارند و اجرای خوبی از این گروه انتظار میرود




ارسال به دوستان
ارسال به دوستان
چاپ
نسخه چاپی


نظر کاربران


نظر خود را براي ما ارسال كنيد