تاريخ: ۱۳۹۶ پنج شنبه ۲۸ دي ساعت ۱۰:۴۴ بازدید: 403      نظرات: 2      کد مطلب: 5003
عکس در گذر زمان

نقدی بر نمایشگاه "سال های ماندگار" آقای انور یوسفی


فوتوژورنالیست ـ یونس جلفائی آذر 

 

عکس :مصور، قدرتمند، مستند، مستدل و جادوئی محصول یک فرآیند ذهنی که به کمک ابزاری بنام دوربین تولید و پس از آماده سازی، در دنیای مجازی و واقعی میتواند نمایش داده شود، یا آنکه آرشیو گردد.

خلق هر اثری توسط انسان از ابتدای وجودیت تا امروز، لذت بخش و غرورآفرین بوده و هست و به نوعی نمایشی از هویت و موجودیت خالق اثرست که این خود، تراوشی الهی از ذات بشریت است.

عکس، مخلوقیست که برای خالق خود (عکاس) دو لذت به همراه دارد، اولین لذت، آنی ست، لذتی که در همان لحظه گرفتن عکس، عکاس از آن بهره می برد و ممکن است این لذت تا چند روز یا هفته در وجودش بماند یا تا زمان گرفتن عکس بعدی، لذت دوم، نتیجه گذر زمان است و نیاز به صبر، دوراندیشی و به تعویق انداختن دارد، زمانی که از آن نام برده میشود، زمانی بلند مدت و طولانی است، حرف از دهه هاست، چهار دهه، پنج دهه، نیم قرن و بیشتر.

با گذر زمان و تغییرات محیطی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و خود عکاس، عکس ها باز برای عکاسش لذت می بخشند، لذتی عمیق و پایدار و وصف ناشدنی.

زمانی که بین عکس و عکاس، پس از مدتها رویارویی شکل می گیرد، یک بازگشت زمانی سریع روی می دهد و ذهن در کسری از همان ثانیه برخورد شاتر، به گذشته و همان محیط و فضا و زمان و همان حس برمیگرد، یک نوع وجودیت نامرئی، سفری زمانی به گذشته در لحظه و این همان شکوه عکاسی است، همان چیزی که عکاسی را به قدرت رساند، پروبال داد و امروز هنری بی رقیب محسوب میشود که نه تنها شکوه خود را حفظ کرده بلکه پایه و زیربنایی برای تولد سینما و باقی هنرهای دیگر شد، آنجا که می توان گفت در همه هنرهای کنونی وجود و حضور محسوس و نامحسوس دارد و یک حامی قدرتمند برای آنها محسوب میشود.

عکاس، زمانی نبوغ خود را می تواند به نمایش بگذارد که توان حرکت در دو سوی زمان را داشته باشد، زمانی که عکسی گرفته میشود، عکاس می تواند با توجه به اهمیت سوژه و تصوری از آینده دور، بتواند آن را ارزش گذاری کند، تشخیص دهد، در واقع با همان سرعتی که عکس گرفته میشود، اولویت ها و ویژگی های عکس خود را بسنجد، رابطه های زمانی، مکانی در گذر زمان.

درست مثل همان حسی که با یک عکس قدیمی به ما دست می دهد باید همان حس را نسبت به آینده یک عکس داشته باشیم، در واقع عکاس باید خود را در جایگاه مخاطب آینده، قرار دهد و با خود بگوید، پنجاه سال دیگر وقتی افرادی به این عکس نگاه کردند، چه حس و حالی خواهند داشت و این عکس چه دارد که بگوید، هرچه امروز در عکس باشد، دائمی و مطلق است و همان را به آینده منتقل می کند درست مثل یک سند منگوله دار از یک خانه ویلایی، زمانی دور در گذشته.

اینجاست که هیپنوتیزم عکس، با محتوی دوگانگی که دارد مرزهای فیزیکی را در هم می نوردد و نسلها را بهم پیوند می دهد، نگاهی که در یک پرتره، به دوربین میشود، همان نگاه با تمام ویژگی اش به آینده منتقل میشود.

این رسالت سنگین عکاسی است، این همان چیزی است که امروز باید به دقت مدنظر عکاسان قرار گرفته شود، گذر زمان بریک عکس، به تنهایی ارزش بخشی نخواهد داشت، بلکه همراه با گذر زمان، همه مسایل تکنیکی و مهارتی هم منتقل میشود و ماندگاری یک اثر هنری بستگی به مهارت و توان و قدرت خالق آن در لحظه تولید دارد.

 

نمایشگاه سالهای ماندگار، تلنگری سخت غریبانه بر جامعه عکاسی امروز است، یک مواجه تلخ و نیشدار پس از چهل و چند سال بازه زمانی. سالهای ماندگار به ما نشان داد که عکس ها ماندگارتر از آن چیزی هستند که فکر میکنیم، در طول این دو هفته برگزاری نمایشگاه عکس از هنرمند بزرگوار و گرامی جناب آقای انور یوسفی، همه متوجه این امر شدند که عکس در گذر زمان، چگونه همراه با ذات فیزیکی خود، محتوایی به همان تازگی را با خود همراه دارد، زمانیکه به چهره ها و نگاه ها و پوشش ها و محیط و واکنش ها و رویدادها و مسایلی که در آن نقل شده است، توجه می کنیم، آنگاه است که سفرهای مکرر ما بین زمان شاتر زدن و لحظه و رویداد و گذشته و حال و تغییرات بین این دو ما را در یک تضاد باشکوه و معنادار قرار می دهد.

هر تابلویی از این نمایشگاه ذهن مخاطب را بدون پرسش به درون می کشید و سپس برمی گرداند، این یک اتفاق نیست، این یک انتخاب بود.

باز برمی گردیم به نیمه دوم دهه پنجاه، زمانی که در منطقه ما سنت و فرهنگ اولویت محض بود، آداب و رسومات اصیل، فضایی کاملا بسته از نظر تکنولوژیک و مدرنیته، جمعیتی محدود با افکاری مشخص و آشنا با همدیگر، اینجا چه کسی به فکرش زد که دوربین به دست بگیرد، زمانی که این یک بدعت و یک جسارت بود، درست است، آقای انور یوسفی آن زمان دقیق تر بگویم چهل و پنج سال پیشتر، زمانی که مردی جوان بود، زمانی که مثل هر جوانی دیگر می توانست دنبال رویاها و ظواهر زمان خودش باشد، دوربین به دست گرفت، این یعنی جسارت، جسارت واقعی زمانی است که لحظه ای فکر کنید و خود را جای او بگذارید، چهار دهه پیش دوربین دست بگیری و در میان مردم، از مردم عکس بگیری!!!

آینده نگری عکاس در آن موقع با آن شرایط، عکاسی آنالوگ، شرایط اجتماعی - سیاسی منطقه، از نکات مهم بودند که باید در نظر گرفته شود، اینکه گفته شد که عکاس باید در همان لحظه گرفتن عکس بتواند آینده نگری کند و ارزشمندی عکس و سوژه خود را با همان سرعت شاتر بسنجد همین جاست، همین جایی که عکاس ماندگار ما در همان زمان با خود اندیشه کرده و متوجه این امر شده و امروز ما، دوشادوش او به گذشته و همان زمان برمی گردیم، اما او به معنای واقعی همان حس را درک می کند، همان افراد، همان مکان و همان داستانها که داشته، لذتی مجدد و شاید تازه تر و شیرین تر از پیش.

امروز خوشبختانه شاهد برگزاری نمایشگاه انفرادی از آقای انور یوسفی بودیم که به مدت دو هفته برگزار شد، برای همه عکاسان امروز تلنگری مثبت بود و درسهایی دادند که باید سرلوحه کار ما باشد و همچنین جامعه، نیز متوجه آن سطح از ادراک هنری شد که عکس های امروز، در آینده برای آیندگان چه بازآفرینشی خواهد داشت.

شهر مهاباد،  بدون گالری،  بدون فرهنگسرا، بدون موزه هنری، امروز جای خالیش باز بیشتر آشکار شد، جایگاه این عکس ها، می بایست بسیار بهتر و درخور می بود، این نکته قابل تامل است که فرهنگ و آداب یک ملت در محتوی هنری آنست، ما امروز به عکس های ماندگار نگاه کردیم، ساده ترین پیامرسان و واضح ترین ناقلان  فرهنگی همین عکس ها بودند بی سخنی، بی صروصدا، در سکوتی شیرین به سادگی تمام، خود گویای فرهنگ و آداب مردمان ما در همان زمان، با همان وضوح بودند، پس امروز هم برای آینده همین حکم را دارد، مهاباد شهری پر از محتوی های فرهنگی، ادبی و هنری، قطعا شایستگی داشتن یک چارچوب و یک مکان برای نمایش هنر مردمانش را دارد و نکته دیگر، استقبال از نمایشگاه ها و آثار هنرمندمان، بی هزینه ترین حمایتی است که میتواند پررنگ تر و جدی تر از این باشد، چرا که حفظ میراث هنری فرهنگی یکی از شاخص های تمدن است، بسیار افتخارآمیز خواهد بود وقتی فرهنگ و آداب ما، حمایت های ما، همراه و همگام با تجلل و سازه های شهری رشد کند، چرا که یک سوال خواهد شد زمانی که ما نیستیم، مردمان ما در این برهه از زمان (معاصر) چه داشتند؟ میراث فرهنگی و هنری آنها چیست؟!!

سالهای ماندگار، با نمایشگاهش ماندگار شد و این یک پیروزی و افتخار هنری است که امروز متولد شد.

پایان سخن، برای جناب آقای یوسفی و خانواده همراه و گرامی شان، آرزوی شادی و سربلندی و توفیقات روزافزون دارم و برای جسارت های دیروز  ایشان در عکاسی و همت امروزش در برگزاری نمایشگاه تبریک می گویم و امیدوارم همواره پیروز و سربلند باشد.




ارسال به دوستان
ارسال به دوستان
چاپ
نسخه چاپی


نظر کاربران

0
0
پاسخ به این اظهارنظر

ناصر ۱۳۹۶/۱۰/۲۸
نقد و دیدگاه نگارنده ، به زیبایی وشکوه نمایشگاه است.
0
0
پاسخ به این اظهارنظر

سیف الدین ناصری ۱۳۹۶/۱۰/۲۸
بسیار عالی وماندگار

نظر خود را براي ما ارسال كنيد