تاريخ: ۱۳۹۶ جمعه ۲۱ مهر ساعت ۲۲:۵۹ بازدید: 8168      نظرات: 0      کد مطلب: 4666

واکاوی یک جنایت هولناک


عابدکفاشی اصل(وکیل پایه یک دادگستری)

شروع فصل پاییز در مهاباد با خبری عجیب و دردناک همراه بود.قتل ناباورانه صادق، جوان خوش سیمایی که به دست دوستان صمیمی اش به شکل دهشتناکی به قتل رسید به قدری شوک آور  بود که اگرچه اخبار مربوط به آن با کمی تاخیر در رسانه ها و شبکه های اجتماعی محلی و منطقه ای بازگو شد اما به سرعت فیلمها وعکسها و جزئیات این واقعه  فضای مجازی را از احساس تنفر عمومی نسبت به قاتلین و همدردی با خانواده آن مرحوم پر کرد.
تحلیل و واکاوی جرم شناسانه این حادثه از حیث علل و عوامل ارتکاب آن و انگیزه های قاتلین که همگی زیر 20 سال سن دارند از اهمیت بالایی برخوردار است چراکه صرف نظر از اینکه قتل عمد و آدم کشی شدیدترین نوع جرم است که همواره بزرگترین معضل جوامع در گذشته و امروز بوده وهست اما ارتکاب آن صدمات غیر قابل جبرانی به خانواده قاتل و مقتول و احساسات عمومی جامعه وارد میکند بنابراین بررسی عوامل موثر بر وقوع این چنین قتل هایی میتواند کمک فراوانی به کاهش این واقعه خشونت بار در آینده داشته باشد.
 اگرچه احراز انگیزه واقعی قاتلان منوط به پایان مراحل تحقیقات مقدماتی در دادسرا است اما روایت خانواده مرحوم صادق از انگیزه و علت وقوع قتل با آنچه که قاتل در اظهارات و ادعاهای اولیه خود مطرح نموده کاملاً متفاوت و متضاد است.
خانواده مرحوم صادق با استناد به فیلمی که از وقوع جنایت توسط معاونین قتل ضبط شده و با توجه به اظهارات قاتل در صحنه، انگیزه وقوع قتل را وابستگی قاتل و همراهان او به گروهی خاص با عقاید انحرافی و الحادی عنوان میدارند امری که وجود خالکوبی و علامت خاص این گروه الحادی بر دست قاتل اصلی و به کار بردن عبارت انگلیسی :welcome to dany’s hell   از سوی قاتل در زمان وقوع قتل و مطالبی که مشارالیه قبلاً در شبکه های اجتماعی خود پست نموده آن را تائید مینماید. اما روایت دیگر که خود قاتل آن را در اعترافات اولیه ذکر نموده نشان از کینه و تنفر ناشی از یک رقابت عشقی ناسالم است که در صحنه ای از فیلم نیز قاتل به آن اشاره مینماید.
 چنانچه بر اساس تحقیقات قضایی مشخص شود که روایت اول صحیح است این موضوع زنگ خطری برای خانواده ها و هشداری برای مسئولین فرهنگی و اجتماعی است. اندیشه ای الحادی و انحرافی و کاملاً ضد اجتماعی و مخرب توانسته در شهر کوچکی همچون مهاباد رخنه کند به نحویکه سازمانی متشکل از همفکران به رهبری قاتل شکل گرفته و ایمان و اعتقاد راسخ به مبانی فکری این عقیده، قاتل را همچون لیدری در صحنه قتل ظاهر و پیروانش (معاونین قتل) نیز او را در ارتکاب این عمل شنیع همراهی و از مراحل آن فیلم تهیه نموده و حتی با آن سلفی میگیرند تا در نگاه سایر پیروان اعتبار و جایگاهی برای خود داشته باشند به نحویکه یکی از معاونین قتل قبلاً در شبکه اجتماعی خود این جمله را پست نموده است:«بکش تا زنده بمانی!!». بر این اساس ارتکاب این قتل کاملاً عقلانی، تعمدی با طرح و نقشه قبلی و بر اساس مبانی فکری و عقیدتی و به صورت گروهی بوده و اقدام مجرمین یادآور این جمله توماس هابز است که: انسان گرگ انسان است. 
 بر اساس روایت دوم، قتل و جنایت با توجیه عشق و شیفتگی یا وابستگی مجنون وار به معشوق از واقعیت های تلخی است که هر از چندگاهی اخباری در این خصوص در صفحه حوادث جراید و خبرگزاریها نقش میبندد. جوانان و نوجوانانی که به زعم خویش، شیفتگی دیوانه وار به معشوق آنان را به سمت جنایت وقتل سوق داده است. ضربات متعدد چاقو و ساطور و سوزاندن جنازه مرحوم صادق به میزانی است که به روشنی خشم و عصبانیت در پشت پرده آن هویداست. این افعال ناشی از بی تدبیری وهیجانات افسارگسیخته است. سوزاندن ومثله کردن و رفتارها و افعال خشونت بار این چنینی موید خشونتی است که قاتل و مقتول را گرفتار میسازد و به واقع در تحلیل و واکاوی این جنایت، عشق و نفرت واژه و عبارتی است که توامان با هم در کنار یکدیگر جای میگیرند و علیرغم معنای متضادشان گاه آنچنان با یکدیگر عجین میشوند که در نگاه اول علت و معلول یکدیگر نیز قلمداد میشود.
معمولاً این جنایت و قتل ها در سنین پایین و ابتدای جوانی رقم میخورد واین پدیده مویدونشاندهنده ناپختگی و خامی است که سرنوشت قاتل و مقتول را به نحوی منحوس و نامیمون مختومه میکند. سهم والدین در بروز قتل های ناشی از وابستگی ها و عشق های افسارگسیخته غیرقابل انکاراست. نفرت و خودشیفتگی دو عنصر تاثیر گذار در بروز رفتارهای پرخطر و افعال جنایی در این نوع خاص از روابط عاطفی است.نفرت و روحیه انتقام گیری، فرد را به مسیری سوق میدهد که تلاش میکند با حذف فیزیکی رقیب عشقی خود، او را به سزای عملش برساند و در خودشیفتگی، فرد گمان میکند که فرد مورد علاقه اش حق وی است و هیچکس حق ندارد حتی درخواست ازدواج یا خواستگاری را با او یا خانواده اش مطرح نماید.
انگیزه قتل در این پرونده هرچه که بوده باشد ذکر این نکته ضروری است که اگرچه هیجانات و التهابات روحی و روانی و تصمیمات ناپخته آنی و لحظه ای باعث بروز چنین افعال خشونت بار و اسفناکی میشوند اما نباید این واقعیت را نادیده گرفت که ظهور و بروز چنین رفتارهایی ریشه وعقبه ای عمیق تر از لحظات و تصمیمات آنی و زودگذر دارد.انباشت چالش ها و معضلات روحی و روانی فرد را به مسیری سوق میدهد که در لحظات حساس قادر به بروز واکنشهای صحیح منطقی و عقلانی از خود نخواهد بود و در نتیجه در مقاطع و لحظات بحرانی اتخاذ تصمیمات نادرست او را به ناکجاآبادی سوق میدهد که نه تنها شخص او را بلکه گاهی خانواده و جامعه ای را دچار بحران میسازد.
نقش والدین و نظام آموزشی در آگاهی بخشی و تربیت صحیح و آموختن مهارتهای زندگی به فرزندان بسیار مهم و حیاتی است و تا زمانیکه به واسطه ملاحظات سطحی امکان طرح بحث و تبادل نظر در این خصوص فراهم نشود احتمال بروز چنین ناهنجاریهایی به صورت بالقوه وجود خواهد داشت.
 آنچه که حائز اهمیت است اینکه اگرچه ابراز احساسات مردم در فضاهای واقعی و مجازی برای جامعه لازم است و ما به این نوع مهربانی ها و همدردی ها نیاز داریم اما باید اجازه داد سیستم قضایی در این بخش وظیفه ذاتی خود را انجام دهد.سیستم قضایی نیز بایستی با اطلاع رسانی شفاف از فرایند پرونده توسط اشخاص ذیصلاح، خانواده آن مرحوم را از اجرای عدالت مطمئن و جوابگوی  احساسات جریحه دار شده ی جامعه و افکار عمومی باشد. از طرفی اگرچه قتل از جرایمی است که در قانون شدیدترین مجازات(قصاص و سلب حیات) برای آن پیش بینی شده و قتل مرحوم صادق نیز به شیوه ای کاملاً سبوعانه ای انجام گرفته به نحویکه احساسات هر انسانی من جمله نویسنده این سطور را جریحه دار کرده است اما رعایت حقوق متهمین نیز از زمان دستگیری تا اتخاذ تصمیم نهایی و اجرای آن کاملا واجب و ضروری است.جرایم انتسابی به متهمین از جمله جرایمی است که بر اساس قانون آیین دادرسی کیفری لزوماً از همان مراحل اولیه تحقیقات مقدماتی بایستی با حضور وکیل پایه یک دادگستری همراه باشد.دادسرا میباید به متهمین اخطار نماید که یا خود مبادرت به معرفی وکیل کنند یا اینکه دستگاه قضایی برای آنان وکیل تسخیری انتخاب مینماید.به موجب تبصره 1  ماده 190 قانون آیین دادرسی کیفری عدم حضور وکیل در هریک از مراحل اولیه تحقیقات مقدماتی موجب بی اعتباری تحقیقات انجام شده خواهدبود و نکته آخراینکه افشای هویت متهمین علاوه بر نقض حقوقی که به موجب قانون به آنان داده شده خانواده های آنان را که به نوعی خود قربانی اعمال فرزندانشان هستند در جامعه محدودی همچون مهاباد در تنگنا وآشفتگی روانی قرار خواهد داد لذا انتظار میرود تا صدور حکم قطعی و خاتمه رسیدگی قضایی از افشای هویت متهمین در رسانه ها و شبکه های اجتماعی خودداری و با قانون شکنان برخورد قضایی شود/پایان



ارسال به دوستان
ارسال به دوستان
چاپ
نسخه چاپی


نظر کاربران


نظر خود را براي ما ارسال كنيد