تاريخ: ۱۳۹۶ سه شنبه ۱۶ خرداد ساعت ۱۸:۱ بازدید: 1576      نظرات: 4      کد مطلب: 3944

گوکتپه و مهاباد، داستان شهر و مادرشهر

دکتر صلاح الدین خدیو




گوگتپه روستایی هفت هزار نفری در شمال شرقی مهاباد است. بیشتر از یک دهه است که فاصله جغرافیایی آن از شهر مانند سرنوشت خود آن مبهم و معلق است. قبلا در پانزده کیلومتری شهر قرار داشت. اما الان که  روستای "خانگی" در پنج کیلومتری شمال مهاباد به یکی از محلات زنده و پررونق شهر تبدیل شده، فاصله گوگتپه از مهاباد دوباره باید اندازه گیری شود.
مشکل اما این است که خانگی رسما روستا محسوب می شود. درست مانند گوکتپه که تا چند روز پیش که رسما به شهر تبدیل شد، بزرگترین و پرجمعیت ترین روستای کشور محسوب می شد.
به همین دلیل و برخی دلایل دیگر شهر شدن گوکتپه بازتابهای بیشتری از موارد مشابه داشته و به طرز محسوسی مردم خوشحالند.
 یک دلیل این خوشحالی آزاد شدن علی الظاهر مهاباد از قید و بندهای محسوس و نامحسوس فراروی توسعه شهر است. در اوایل دهه شصت ابتدا یک جاده کمربندی در هفده کیلومتری مرکز شهر، مزیتهای مهاباد را به عنوان گلوگاه عبور و مرور میان استانهای آذربایجان غربی، شرقی و کردستان از بین برد. گام دوم ایجاد پرده ای آهنین بود تا شهر در گسترش خود به دشتهای باز حومه شمال شرقی و غربی نرسد. در گفتار رسمی وظیفه این حصار نامرئی، حفاظت از زمینهای تحت شبکه دشت شهرویران وانمود می شد. اعتبار این ادعا اما زمانی زیر سوال رفت که در اوایل دهه هفتاد در دل این دشت حاصلخیز در ده کیلومتری شهر تصفیه خانه فاضلاب ساخته شد و عملا صدها هکتار زمین آبی از حیز انتفاع خارج شد. البته این تمام داستان تصفیه خانه کذایی نیست.
چرا که علاوه بر جنبه بازدارندگی آن در برابر توسعه شهری مهاباد، مکان سنجی اشتباه آن کیفیت زندگی هزاران نفر از ساکنان روستاهای مجاور را تحت الشعاع قرار داده است.
گام سوم اما که کم اهمیتر از دو اقدام نخست نبود، انتزاع دهها پارچه آبادی کردنشین واقع در شمال شهرستان و الحاق آنها به میاندواب بود.  روستاهایی که از دورترین آنها با نیم ساعت رانندگی آرام می توان به حومه شهر رسید.
صد البته شهرستان مهاباد و نه خود شهر مهاباد  با از دست دادن این روستاها که برخلاف نظر قاطبه اهالی آنها صورت گرفت، از لحاظ شاخصهای جمعیتی تنزل نمود و پس از شهرستان میاندواب قرار گرفت.امری که در سالهای بعد خود را در تنزل محسوس شاخصهای توسعه هم نشان داد.
کمترین پیامد این مداخلات اقتدارگرایانه، از بین بردن احتمال استان شدن مهاباد در آینده نزدیک بود که در سالهای منتهی به انقلاب اسلامی قریب الوقوع می نمود. از دیگر پیامدهای این وضعیت هم احساس تبعیض و پندار زندانی شدن شهر در حصاری از تصمیمات و اراده های محدود کننده بود.
با این پیشینه، خوشحالی مردم مهاباد و گوکتپه از تبدیل این روستا به شهر بیشتر قابل درک می شود. شهری در ده کیلومتری شهر مادر و محصور در میان چندین روستای شهرگونه دیگر که در  فاصله تقریبی سه کیلومتر از هم قرار دارند. برخی از  آنها هم اکنون مستعد استقرار دستگاههای شهرداری می باشند.
روشن است که در وضعیت جدید این منطقه جذابیتهای بیشتری برای مهاجرپذیری پیدا می کند  و  طبیعی است که از هم اکنون باید به فکر تمهیدات کارشناسی برای حفاظت توامان از محیط زیست و بخش کشاورزی در عین پیروی از الگوهای توسعه شهری در آن بود.
در پرتو این مسرت جمعی، شورای اسلامی گوکتپه  نامه ای خطاب به وزارت کشور نوشته و خواستار تعیین نامی برازنده برای شهر جدید شده است. نماینده شهرستان هم به خواست مردم گردن نهاده و نامه را پیگیری نموده است.
تغییر نام شهرها و روستاها و حتی پایتختها و کشورها در ایران و تمام جهان امری عادی و روالی پذیرفته شده است. در ایران معاصر در هر دو دوره پهلوی و جمهوری اسلامی بارها نام شهرها، قصبات و روستاها با نامهای مورد پسند مردم جایگزین شده اند. زاهدان، ایلام، تنکابن، رامسر و ...نمونه هایی از تغییر اسامی شهرها و وضع نامهای جدید هستند.
در سطح بین المللی نیز در دو دهه گذشته در هند نام کلان شهر معروف بمبئی به مومبای تغییر یافت و آلماآتا پایتخت قبلی قزاقستان آلماتی شد.
در آفریقا کشور زئیر نامی تازه برگزید و جمهوری دمکراتیک کنگو نام گرفت
. طبیعی است که میراث فرهنگی و تمدنی که این نامهای بزرگ و تاریخی در دل خود دارند با میراث یک روستای کوچک که احتمالا ده پارچه روستای همنام دیگر در ایران دارد و ظاهرا برخیها دلواپس آنند، قابل قیاس نباشد.
علیرغم این واقعیتها برخی تلاش می کنند با حاشیه سازیهای غیرضروری کام شیرین مردم را تلخ و در راه توسعه استان سنگ اندازی نمایند.
روشن است که نمی توان انتظار داشت این انگشت شماران رویه خود را اصلاح کنند و یا تن به  گفتگویی جدی و سازنده دهند.
با این حساب روی سخن من با اینان نیست.
ممکن است تعجب نمایید اما گلایه من بیشتر از شبکه جهانی اینترنت است.
کم و بیش حتما با این ایده  موافقید که بدون اینترنت و دستاوردهای نرم افزاری و سخت افزاری آن نه تنها تمدن بشری چیزی اساسی کم خواهد داشت، بلکه حتی حیات بیولوژیک نیز دشوار خواهد بود.
در کنار این برکات و در سایه انفجار اطلاعات، اما دنیای سایبر دستکم به صورت موقت دو عارضه جانبی نامطلوب نیز با خود آورده است: انفجار جهل و ایجاد برابری برای آدمهای ذاتا نابرابر!
انفجار جهل نقیض انفجار علم است و به صورت مشخص به تولید انبوه جعلیات و گزافه گوییها و شانتاژ و شایعه سازیها در مقیاسی جهانی در اینترنت اشاره دارد که عجالتا درمانی برای آن نیست.
نمونه اش را در روزهای اخیر به صورت مشخص در جعل و تاریخنویسیهای سراپا دروغ بویژه علیه کردها و عربها و هر کدام از ناحیه ای جدا می بینید. 
آسیب دوم که اهمیت آن کمتر نیست، بازتولید انبوه تضادی است که در دل دمکراسی هست و قرنها ذهن فیلسوفان آن را به خود مشغول ساخته است. انکار نمی توان کرد که در جهان ماقبل اینترنت، عرصه چاپ و انتشار و حتی در سطحی کلانتر سیاست و اجتماع به اندازه امروز برابر و دمکراتیک نبود.
 به سخنی دیگر تا بیست سال پیش خصیصه و شرط اصلی نویسنده و شاعر و روزنامه نگار و سیاستمدار شدن ممارست طولانی و عمری دود چراغ خوردن بود. این زمان طولانی اکنون در حد کسری از ثانیه کوتاه شده و با یک کلیک می شود یک شبه به همه اینها رسید.
نمی خواهم بگویم همه منتقدان تغییر نام گوکتپه از این قماشند. اما به ضرس قاطع می توان ادعا نمود که عمده متون تولید شده در این رابطه صرف نظر از جهت گیریهای قومگرایانه، فاقد هر گونه ظرافت معنایی و محتوایی بوده و حتی  ابتدایی ترین قواعد نگارش درست فارسی را رعایت نکرده اند.
پس به من حق بدهید که از اینترنت انتقاد کنم، نه فقط بخاطر این که به قوم گرایان اجازه نفرت پراکنی و انسان ستیزی میدهد، بلکه به این دلیل ساده و دم دستی که سخاوتمندانه لقب نویسنده و ادیب و روزنامه نگار به کسانی می بخشد که هنوز همخوانی مبتدا و خبر را نمی دانند.



ارسال به دوستان
ارسال به دوستان
چاپ
نسخه چاپی


نظر کاربران

1
0
پاسخ به این اظهارنظر

مهوی ۱۳۹۶/۱۱/۲۶
زمامداران قدیم هیچ برداشتی از تغیبر نام مکانها نداشتند و نام مکان ها را از ساکنان آن مکان می آموختند و افکار ملی گرایی و شونیستی در میان حاکمان وجود نداشت و دلیل آن جمع نمودن شعرا و بزرگان فارسی گوی در دربار شاهان تورک است .
و تغییر نام یک مکان یعنی تغییر تاریخ و هویت آن .
بگذارید نام امکنه به همان نام تاریخشان به ماند .‌
1
0
پاسخ به این اظهارنظر

۱۳۹۶/۳/۱۸
به نظر بنده نه تنها نام گوگ تپه بلکه تمامی روستاهای کوردستان که زمام داران ترکی که زمانی بر منطقه حکمرانی کرده اند و نام ترکی بر انها اعمال کرده اند را باید عوض کرد و نام شیرین کوردی گذاشت
1
1
پاسخ به این اظهارنظر

کمال قدسی ۱۳۹۶/۳/۱۸
با تشکر از تفسیری بسیار زیبا ، بجا و حقیقتی که 99 درصد مردم از وجود آن بیخبرند
متاسفانه با بالا رفتن سطح علمی مردم ما که سرد و گرم تاریخ را مثلا چشیده اند انتظار می رفت که هر خانواده ای بتواند حداقل متفکری تحویل جامعه دهد که گذشته را برای نثل اتی تشریح نماید چون امروزه همه فراموشکار شده اند
همه سرگرم هستیم ، فقط مشنویم چیزی به خاطر نمی سپاریم حافظه مون کاملا فول شده از پوچی های مجازی
0
0
پاسخ به این اظهارنظر

سلیمان هستم ۱۳۹۶/۳/۱۷
درود بر شما و دست مریزاد بخاطر نوشته هایتان ومقالات مفیدیکه ارایه میفرمایید.

نظر خود را براي ما ارسال كنيد