تاريخ: ۱۳۹۵ چهارشنبه ۱۶ تير ساعت ۱۲:۴۳ بازدید: 157      نظرات: 0      کد مطلب: 1381

مرگ هنرمند صاحب سبک موکریان در سکوت خبری


هاژه ـ مرحوم سید حیدر میرسیدی متولد سال 1343 هجری شمسی در مهاباد است. ایشان در خانواده هنرمند دیده به جهان گشودند و پدر ایشان سید مصطفی، صدای زیبا و دلنوازی داشت ولی هیچگاه به صورت رسمی خوانندگی نکردند، از جانب جد مادری نیز نسبشان به خانواده ایی هنرمند باز می گردد. از همان دوران کودکی عشق و علاقه به هنر نقاشی در  ایشان وجود داشت.

 به نقل از سید طاهر برادر مرحوم، هنگامیکه در کلاس چهارم ابتدایی برای اولین بار نقاشی کردند معلم آن زمان ایشان بسیار متعجب شده و حتی باور نکرده اند که کار سید حیدر باشد. به عبارت دیگر می توان گفت که سیدحیدر نقاشی را از سال 1353 هجری شمسی هنگامیکه 10 سال داشتند شروع کرده و به صورت حرفه ای نقاشی کردن با رنگ روغن را نیز از سال 1364 شروع نمود و تقریبا به مدت 30 سال به فرهنگ و هنر کردی خدمت بدون چشم داشت و صادقانه انجام دادند.

سید طاهر میرسیدی در گفتگو با خبرنگار هاژه می گوید: سید حیدر هیچگاه به صورت علمی و آکادمیک به تحصیل هنر نقاشی نپرداخته؛ ولی ذوق ایشان به هنر در حدی بود که شخصا علاقه وافری به مطالعه در حوزه های هنر، نقاشی، فلسفه هنر و زیبایی شناسی داشتند. سیدحیدر میرسیدی در علوم ترکیب رنگ در نقاشی تبحر زیادی داشته اند و اثرات زیبا و ماندگاری در این راستا از خود به جا گذاشته اند. ایشان به تصدیق استاد هادی ضیاالدینی مجسمه ساز و نقاش مشهور کردستانی، صاحب سبک نقاشی مکریان بوده اند، زیراکه در اثرهای هنری ایشان زندگی روزمره، فرهنگ و سنن، غذاهای محلی و ... مردم منطقه مکریان به تصویر کشیده شده است.

از سال 1383 مرحوم سید حیدر با نقاشی روی دیوار در سطح شهر مهاباد شناخته تر شد و آثار به یاد ماندنی از جمله نقاشی دخمه فقره قا در ساختمان فقره قا، ترانس برق تپه قاضی و نیروگاه نزدیک فرهنگیان و... از خود به یادگار گذاشتند. زیبایی این اثرها به حدی بود که هنگامیکه هیئتی از تهران برای بازدید به مهاباد می آیند، با مشاهده کارهای ایشان، برای فعالیت در تهران از مرحوم دعوت به عمل می آورند و سال های اواخر زندکی این هنرمند مهابادی در تهران سپری شد و در آنجا نیز آثار ارزشمندی از خود به جا گذاشتند(اغلب کارهای ایشان در تهران در فضای درونی منازل بوده است). مرحوم سید حیدر تقریبا در سال های اوایل دهه 80 هجری شمسی نمایشگاهی از کارهای خود و شاگردانش را در تالار سابق شهرداری مهاباد بر پا کردند و متاسفانه بعد از آن در هیچ نمایشگاهی آثار خود را به نمایش نگذاشتند. به صورت کلی می توان گفت که اغلب کارهای این هنرمند ناآشنای مهابادی در سبک رئالیسم و ترکیب آن با زندگی روزمره مردم کردستان، بخصوص منطقه مکریان بوده است.

سوران ایازی از شاگردان این هنرمند می گوید: مادام که به عنوان همسفر و همرازنشینی با این هنرمند در گذر روز و شب، در غم هایش شریک نباشی و از نزدیک تعالی لحظه به لحظه هنرش را با عمق جان حس نکنی، هرگز قادر نخواهی بود او را چنان که هست بشناسی.

حال اگر در این مختصر به عنوان شاگرد یک هنر آنچه را در طی سالیان متمادی پر از فراز و نشیب، شکست و پیروزی، غم و شادی در کنار" استاد سیدحیدر میرسیدی" طی کرده ام، گوشه بسیار کوچکی از احساس و دید و منش هنری ایشان را بیان می کنم، تا دین خاصی که از ایشان به دوش دارم ادا کنم و هم یادی کرده باشم از آن مرحوم.

از هیچ روزنه ای برای شناخت زوایای مهم عاطفی این هنرمند نمی توان سرک کشید مگر آنکه با مدد از افسون عشق و محبت منتظر بمانی تا او تو را به اندرون رمز آمیز خویش فراخواند و بگذارد که همگام با او راهی دنیای رنگین نقش های قلمش شوی، سفری که من با  گام های محبت به اندرون او آغاز کردم، تا بهتر و بهتر بشناسمش.

سیدحیدر میرسیدی هنرمند کرد که همیشه معتقد بود کارهایش باید رنگ و بوی کوردی داشته باشد، طوریکه فرم و رنگ تاثیرگذارترین و اصلی ترین بخش از خلق آثار در ذهن این هنرمند به سبک واقعگرایانه( Real) و اغراق زیبا در رنگ و فرم البته(نه دور از واقعیت). ترکیب بندی های ذهنی او را از یک عکس تک بعدی با حس و حال بی مانندش در بازی با رنگ و قلم در دیار کوه های سر به فراحنای آسمان سائیده و تپه های پر برف و سرزمین مردان عاشق و زنان زحمتکش و دشت های چوپانان نی نوازی که سوز و ساز سینه های دردمندشان را برای رمه هایشان می سرایند.

سیدحیدر میرسیدی نخستین هنرمند نا آشنای مهابادی است که عشق را با سودای جادوئی رنگ به تصویر کشاند و ما را به میهمانی بوم و طبیعت و بخش عظیمی از دیوارهای نقاشی شده شهر مهاباد که همان حس و حال و افکار او را جاودانه ساخته است، فرا می خواند.

سید حیدر میرسیدی هیچگاه ازدواج نکردند و به نقل از اطرافیانشان، انسانی آرام، متین، با شخصیت و دوس داشتنی بودند، این هنرمند فقید مهابادی در 25 اسفند 1394 هنگامیکه برای عکاسی و نقاشی به روستای لیکبن پیرانشهر رفته بودند، با عارضه سکته قلبی دار فانی را وداع گفتند.



برچسب ها:

ارسال به دوستان
ارسال به دوستان
چاپ
نسخه چاپی


نظر کاربران


نظر خود را براي ما ارسال كنيد