| تاريخ: ۷ آبان ۱۴۰۵ ساعت ۱۹:۴ | بازدید: 139 نظرات: 0 کد مطلب: 26616 |
زمانی خرید خودروی صفرکیلومتر برای خانوادههای کمدرآمد و طبقه متوسط، اگرچه آسان نبود، اما دستکم رؤیایی دور از دسترس به شمار نمیرفت. «پیکان» و بعدتر «پراید» با تمام ضعفهای فنی و ایمنی، امکان مالکیت خودرو را برای میلیونها نفر فراهم کردند. امروز اما حتی خودروهایی مانند ساینا، کوییک و سورنپلاس که باید در پایینترین پله بازار قرار گیرند، برای کارگران، کارمندان و خانوادههای جوان به کالایی دستنیافتنی تبدیل شدهاند.
پیامد این وضعیت صرفاً محروم ماندن بخشی از جامعه از خرید خودروی نو نیست؛ بلکه وقتی یک خانواده توان خرید وسیله نقلیه قابلاعتماد را از دست میدهد، هزینه تعمیر خودروهای فرسوده، خطرات جادهای، اتلاف وقت و حتی محدود شدن فرصتهای شغلی بهطور مستقیم به معیشت آنها اضافه میشود. برای راننده تاکسی اینترنتی، فروشنده دورهگرد و خانوادهای که در حاشیه شهرها زندگی میکنند، خودرو ابزار کار و بقا است.
ریاضیات تلخِ دستمزد در برابر قیمت خودرو
برای درک ابعاد این بحران، کافی است قیمتهای بازار آزاد را در کنار حداقل دستمزد مصوب قرار دهیم:
· ساینا S: قیمت کارخانه حدود ۹۹۳ میلیون تومان و قیمت بازار آزاد بین ۱.۷ تا ۱.۷۵ میلیارد تومان.
· سورن پلاس (P5TU): قیمت کارخانه حدود ۱.۸۷ میلیارد تومان و قیمت بازار آزاد نزدیک به ۲.۸۶ میلیارد تومان.
· حداقل دستمزد کارگر: دستمزد پایه ماهانه در سال ۱۴۰۵ با احتساب کمکهزینههای معیشتی، حدود ۱۸ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان است.
با این حساب، خرید یک دستگاه ساینا از بازار آزاد نیازمند پسانداز کامل کل حقوق یک کارگر به مدت ۹۱ تا ۱۰۵ ماه (حدود ۷.۵ تا ۹ سال) است؛ آن هم با این فرض غیرواقعی که او در تمام این مدت هیچگونه هزینهای برای مسکن، خوراک، درمان و رفتوآمد نداشته باشد!
برآوردهای مرکز آمار از میانگین درآمد خانوارهای شهری (حدود ۴۸۵ میلیون تومان سالانه یا ۴۰ میلیون تومان ماهانه) نیز نشان میدهد که خرید یک ساینا معادل بیش از سه سال و نیم درآمد ناخالص تمام اعضای یک خانوار است؛ رقمی که با کسر هزینههای سرسامآور اجاره مسکن و اقلام ضروری، فاصلهای نجومی با واقعیت توان خرید مردم دارد.
از پیکان و پراید تا بنبستِ جایگزینها
تاریخ صنعت خودرو در ایران نشان میدهد که پیکان و پراید به دلیل سازگاری با سطح درآمد عمومی و هزینههای نگهداری پایین، توانستند نقش ابزار جابهجایی را برای دهکهای پایین ایفا کنند. با این حال، با توقف تولید پراید به دلیل ضعفهای ایمنی، خودروسازان و سیاستگذاران هیچگاه جایگزینی امن، مدرن و با قیمت متناسب برای دهکهای کمدرآمد ارائه نکردند. خودروهای بعدی مانند تیبا، ساینا و کوییک نیز عمدتاً بر پایه همان پلتفرمهای قدیمی توسعه یافتند و نتوانستند تحولی اساسی در بهرهوری و قیمتگذاری اقتصادی ایجاد کنند.
ریشههای اصلی بحران؛ چرا خودرو از جیب مردم جلو زد؟
· تورم و افت قدرت خرید: فاصله فزاینده میان نرخ تورم، نوسانات ارزی و رشد قیمت داراییها با میزان افزایش حقوق و دستمزد، باعث شده تا پساندازهای خانوارها همواره از رشد قیمت خودرو عقب بماند. تورم همچنین هزینههای زنجیره تأمین و تولید داخل را بهشدت بالا برده است.
· شکاف مرگبار کارخانه و بازار: اختلاف چند صدملیونتومانی بین قیمت رسمی کارخانه و بازار آزاد، نشاندهنده ناکارآمدی سیستم توزیع و تلاش شهروندان برای حفظ ارزش پول در برابر تورم است که دسترسی مصرفکننده واقعی به خودرو را عملاً ناممکن کرده است.
در غیاب خودروهای اقتصادیِ واقعی و ایمن، بحران استطاعتپذیری به یکی از چالشهای جدی معیشتی تبدیل شده است؛ چالشی که فراتر از بازار خودرو، ابعاد عمیق اجتماعی و اقتصادی به همراه دارد.
|