| تاريخ: ۱۵ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۸:۱۸ | بازدید: 98 نظرات: 0 کد مطلب: 25989 |
بختیار علی و روایت بقا
آثار بختیار علی، رماننویس و متفکر کورد، به مثابه پروژههایی سیاسی-فرهنگی برای حفظ و بازسازی خاطرات جمعی یک ملت عمل میکنند. رمانهای او در نقطه تلاقی حساس میان حافظه و فراموشی قرار گرفته و به پناهگاهی برای روایتهای سرکوبشده بدل شدهاند. برای درک عمق این رویکرد، میتوان از مفهوم کلیدی «حافظه مقاومت» ( Memory of Resistance ) بهره جست؛ تلاشی فعالانه برای حفظ و بازگویی خاطراتی که در تضاد مستقیم با روایتهای رسمی و دولتی قرار دارند و اغلب در جوامعی شکل میگیرند که دچار تروماهای جمعی مانند جنگ، نسلکشی، یا سرکوب سیاسی شدهاند (Jelin 2003).
رژیمهای استبدادی همواره میکوشند تا با تحمیل «فراموشی سازمانیافته»، (Organized Forgetting)، گذشته را به نفع خود بازنویسی کرده و جنایات و بیعدالتیها را از حافظه تاریخی پاک کنند. در چنین بستری، ادبیات بختیار علی به مثابه یک کنش مقاومتی ظهور میکند. جهان داستانی او مملو از شخصیتهایی است که در جستجوی قطعات گمشده گذشته خود هستند. این سفر نمادین، در واقع فرآیند بازسازی «حافظه ارتباطی» (Communicative Memory) است؛ خاطراتی که در تعاملات روزمره و از طریق داستانهای شفاهی میان نسلها منتقل میشوند و در برابر حافظه رسمی تحمیلی مقاومت میکنند (Assmann 2008).
برای فهم دقیقتر این مکانیسم، نظریات آلیدا آسمن بسیار راهگشا هستند. او میان دو کارکرد اصلی حافظه تمایز قائل میشود: حافظه بایگانی (Storage Memory) و حافظه کارکردی (Functional Memory) (Assmann 2011).
این تمایز نخست توسط یان آسمن مطرح شد و سپس آلیدا آسمن آن را در چارچوب حافظه فرهنگی بسط داد (Assmann, J. 1995; Assmann, A. 2011). حافظه بایگانی همچون یک آرشیو عمل کرده و گذشته را بدون قضاوت یا استفاده فعالانه، صرفاً ذخیره میکند. در رمانهای بختیار علی، خاطرات پراکنده شخصیتها، نامههای قدیمی، عکسهای رنگباخته، مکانهای ویرانشده و...، همگی بخشی از این آرشیو عظیم گذشته هستند. در مقابل، حافظه کارکردی، گذشته را برای اهداف کنونی فعال میکند؛ آن را بازخوانی، تفسیر و بازسازی میکند تا در زمان حال معنایی سیاسی، اجتماعی یا هویتی بیابد. این دقیقاً همان فرآیندی است که رمانهای بختیار علی به آن جان میبخشند و به جامعه این امکان را میدهند که از طریق یادآوری، به بازاندیشی در آینده خود بپردازد.
بر اساس نظریه مشهور پیر نورا، مکانها، اشیاء یا مفاهیمی وجود دارند که به نمادهایی برای به یاد آوردن گذشته تبدیل میشوند و او آنها را «مکان های حافظه» (Lieu de Mémoire) مینامد (Nora 1989). بدین ترتیب، در غیاب مکانهای فیزیکی تخریبشده یا تحریفشده، آثار بختیار علی خود به مثابه «مکان های حافظه» عمل میکنند. برای مثال، در رمانهایی چون «آخرین انار دنیا»، «غروب پروانه»، «جمشیدخان عمویم، که باد همیشه او را با خود میبرد» و «دریاس و جسدها»، خواننده با گذشتهای فراموششده ارتباط برقرار کرده و آن را نه بهعنوان مجموعهای از حقایق خشک تاریخی، بلکه بهمثابه یک تجربه زیسته و عاطفی درک میکند.
سبک روایی بختیار علی اغلب با رئالیسم جادویی مقایسه میشود، اما رویکرد او عمیقاً ریشه در شرایط سیاسی و اجتماعی کردستان دارد. او با در هم آمیختن واقعیت و خیال، تاریخ و اسطوره، مرزهای میان آنچه «واقعی» است و آنچه «روایت» میشود را در هم میشکند. این تکنیک پستمدرن، ابزاری قدرتمند برای به چالش کشیدن روایتهای رسمی و تمامیتخواه است. وقتی تاریخ رسمی دیگر قابل اعتماد نیست، ادبیات میتواند از طریق خیال و استعاره، حقیقتی عمیقتر را بیان کند.
از منظر نظریه انتقادی، میتوان این رویکرد را نوعی «واسازی» (Deconstruction) تاریخ رسمی دانست (Derrida 1997). بختیار علی با نشان دادن شکنندگی و ساختگی بودن روایتهای تاریخی (Ankersmit 2012)، فضا را برای ظهور صداهای به حاشیه رانده شده باز میکند(Hall 1997; Spivak 1988). شخصیتهای عجیب و غریب و رویدادهای فراطبیعی در آثار او، صرفاً تزیینات ادبی نیستند، بلکه در خدمت این هدف قرار دارند: به عبارت دیگر، نشان دادن اینکه تاریخ، یک روایت خطی و واحد نیست، بلکه میدانی برای نزاع حافظههاست. از نگاه استوارت هال، این لحظات فرصتی برای بازپسگیری حق روایت از دست قدرت هژمونیک است (Hall 1997).
در نهایت، پیوند میان حافظه مقاومت و حافظه فرهنگی در آثار بختیار علی نشان میدهد که ادبیات او در سه عرصه همزمان عمل میکند: عرصه فرهنگی با بازخوانی گذشته و احیای روایت های حاشیهای؛ عرصه سیاسی با واسازی روایت رسمی و بیان مقاومت نمادین؛ و عرصه اجتماعی با ایجاد بستری برای ترمیم زخمهای جمعی و بازسازی پیوندهای گسسته تاریخی.
رمانهای بختیار علی چیزی فراتر از داستانسرایی صرف هستند؛ آنها، در حقیقت، کنشهایی سیاسی و فرهنگی برای «به یاد آوردن» در برابر «فراموشی» تحمیل شده به شمار میروند.
او با تبدیل ادبیات به «حافظه کارکردی»، به خواننده میگوید که به یاد آوردن یک وظیفه اخلاقی و یک ضرورت سیاسی است. در جهانی که قدرتها همواره در تلاش برای پاک کردن حافظهها هستند، ادبیات بختیار علی فریادی است برای مقاومت؛ فریادی که میگوید: «ما به یاد میآوریم، پس هستیم».
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع:
Ankersmit, F. R. (2012). Meaning, truth, and reference in historical representation. Cornell University Press.
Assmann, A. (2011). Cultural memory and western civilization: Functions, media, archives. Cambridge University Press.
Assmann, J. (2008). Communicative and cultural memory. In A. Erll & A. Nünning (Eds.), Cultural memory studies: An international and interdisciplinary handbook (pp. 109–118). Walter de Gruyter.
Assmann, J. (1995). Collective memory and cultural identity. New German Critique, 65, 125–133.
Derrida, J. (1997). Of Grammatology (Corrected Edition, translated by Gayatri Chakravorty Spivak). Johns Hopkins University Press.
Hall, S. (Ed.). (1997). Representation: Cultural representations and signifying practices. SAGE Publications.
Jelin, E. (2003). State Repression and the Labors of Memory. University of Minnesota Press.
Nora, P. (1989). Between memory and history: Les lieux de mémoire. Representations, 26, 7–24.
Spivak, G. C. (1988). Can the Subaltern Speak? In C. Nelson, & L. Grossberg (Eds.), Marxism and the Interpretation of Culture. Urbana/Chicago: University of Illinois Press.
|