| تاريخ: ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۲:۱۳ | بازدید: 200 نظرات: 0 کد مطلب: 25862 |
در سالهای اخیر، هر رهگذری که در خیابانهای اصلی مهاباد قدم زده باشد، با یک واقعیت آشکار روبهرو شده است؛ افزایش چشمگیر تعداد کسبوکارهای مشابه در حوزههایی مانند پوشاک، موبایل، کافه، آرایشگاه، فستفود و برخی خدمات عمومی. این افزایش در نگاه نخست میتواند نشانه رونق اقتصادی تلقی شود، اما واقعیت بازار روایت دیگری دارد.
گفتوگو با فعالان اقتصادی و صاحبان مشاغل نشان میدهد که بسیاری از کسبوکارها با کاهش حاشیه سود، افت فروش و دشواری در تأمین هزینههای جاری مواجه هستند. موضوعی که برخی کارشناسان از آن با عنوان «اشباع بازار» یاد میکنند؛ وضعیتی که در آن تعداد عرضهکنندگان یک کالا یا خدمت از ظرفیت واقعی تقاضا فراتر میرود.
اگرچه آمار رسمی و دقیقی از میزان اشباع در بخشهای مختلف اقتصاد مهاباد منتشر نشده است، اما شواهد میدانی حاکی از آن است که در برخی صنوف، رشد تعداد واحدهای فعال بسیار سریعتر از رشد جمعیت، قدرت خرید و تقاضای بازار بوده است. به بیان ساده، تعداد فروشندگان افزایش یافته اما حجم بازار به همان نسبت بزرگتر نشده است.
در چنین شرایطی، رقابت از مسیر کیفیت، نوآوری و خدمات متمایز خارج شده و به سمت کاهش قیمت، سود کمتر و حتی زیاندهی حرکت میکند. نتیجه این روند، افزایش فشار اقتصادی بر صاحبان کسبوکارها، کاهش توان سرمایهگذاری مجدد و در نهایت تعطیلی بخشی از واحدهای اقتصادی است.
نکته قابل تأمل این است که بخش زیادی از سرمایهگذاریهای جدید نه بر پایه مطالعات بازار، بلکه بر اساس الگوگیری از نمونههای ظاهراً موفق انجام میشود. هنگامی که یک فعالیت اقتصادی در مقطعی سودآور به نظر میرسد، موجی از سرمایهها به سمت همان حوزه حرکت میکنند؛ بدون آنکه ظرفیت واقعی بازار مورد ارزیابی قرار گیرد.
این مسئله تنها یک چالش فردی نیست، بلکه پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گستردهای نیز به همراه دارد. سرمایههای خانوادگی که میتوانستند در مسیرهای نوآورانه، تولیدی یا خدمات تخصصی به کار گرفته شوند، در چرخهای از رقابت تکراری گرفتار میشوند. از سوی دیگر، افزایش تعطیلی واحدهای اقتصادی میتواند بر اشتغال، اعتماد عمومی به کارآفرینی و پویایی اقتصاد محلی تأثیر منفی بگذارد.
در بسیاری از شهرهای توسعهیافته، پیش از صدور مجوز یا آغاز سرمایهگذاری، مطالعات امکانسنجی و تحلیل بازار به یک ضرورت تبدیل شده است. اما هنوز در بسیاری از موارد، تصمیمهای اقتصادی در فضای حدس و گمان، توصیههای غیرتخصصی و تجربههای محدود اتخاذ میشوند.
شاید اکنون بیش از هر زمان دیگری، اقتصاد مهاباد به نهادینه شدن فرهنگ مشاوره کسبوکار، تحلیل بازار و آیندهنگری نیاز داشته باشد؛ فرهنگی که بتواند از هدررفت سرمایههای خرد جلوگیری کرده و مسیر سرمایهگذاری را به سمت نیازهای واقعی و فرصتهای جدید هدایت کند.
پرسش اینجاست: آیا مهاباد با کمبود سرمایهگذار مواجه است، یا کمبود مطالعه وبرنامه ریزی پیش از سرمایه گذاری؟
|