تاريخ: ۱۴۰۱ چهارشنبه ۱۷ اسفند ساعت ۱۳:۳۲ بازدید: 908      نظرات: 0      کد مطلب: 20659

روابط همسران چگونه صدمه میبیند ؟


تفکرات سمی از شیوه‌های تحریف شده و اغراق‌آمیز برای قضاوت همسرمان ناشی می‌شوند دیدن ویژگی های مثبت همسرمان میتواند به از بین بردن این افکار ناراحت کننده کمک می کند.
به عنوان مثال، داشتن مکرر افکاری مانند “همسر من به من اهمیتی نمی دهد” یا “همسر من همیشه سعی می کند من را کنترل کند” می تواند منجر به عصبانیت نسبت به او شود. سپس این احساسات منفی می تواند در رفتارهایی مانند انتقاد کردن با نظرات بد، کناره گیری یا حالت تدافعی ظاهر شوند که می تواند به رابطه آسیب بیشتری وارد کند.
آگاهی و چارچوب مجدد برای مدیریت افکار سمی
ضروری است که از افکار تحریف شده خود و نحوه تأثیر آنها بر احساسات و رفتارهای خود آگاه باشید. اگر افکار سمی دارید، سعی کنید آنها را به افکار مثبت و سازنده تر تبدیل کنید. به عنوان مثال، به جای اینکه با خود بگویید “همسرم به من اهمیت نمی دهد”، بهتر است بگویید: “شاید شریک زندگی من در حال حاضر مشغول کاری باشد، می دانم که او مرا دوست دارد”. همچنین مهم است که با شریک زندگی خود ارتباط برقرار کنید و به مسائل یا نگرانی هایی که ممکن است داشته باشید، به شکلی سازنده و محترمانه رسیدگی کنید.
به یاد داشته باشید که حفظ روابط مستلزم تلاش و تعهد است و داشتن یک ذهنیت مثبت و سالم می تواند در حفظ یک ارتباط قوی و رضایت بخش کمک زیادی کند.
بیایید به هفت الگوی فکری سمی که در روابط صمیمی رخ می دهند نگاهی بیاندازیم. به یاد داشته باشید، مدیریت افکار سمی ناشی از آگاهی از آنها و به چالش کشیدن آنها است که در زیر توضیح خواهیم داد.
برچسب زدن: شما به طور ناعادلانه به شریک زندگی خود برچسب می زنید و ویژگی های مثبت او را از دست می دهید. (“تو خیلی تنبلی!”)
راه‌حل: برچسب‌های منفی را با قالب‌بندی مجدد با برچسب‌های حمایتی و مثبت به چالش بکشید. به عنوان مثال، من برای همسرم ارزش قائل هستم زیرا او لوازم خانه مادرم را تعمیر می‌کند.
بازی سرزنش: شما به طور غیرمنصفانه و غیرمنطقی شریک زندگی خود را به خاطر مسائل مربوط به رابطه یا حتی مسائل بزرگتر سرزنش می کنید. (“زندگی من فقط به خاطر تو بد است!”)
راه حل: سرزنش کردن و سختگیری نسبت به همسرتان ناعادلانه است. در عوض، سعی کنید به یاد داشته باشید که در نهایت هر کسی مسئول زندگی خودش است و بهتر است نگاهی مسئولانه و سازنده به تصمیمات خود در گذشته بیاندازید و راهکار هایی برای رفع یا به حداقل رساندن مشکلات و مسائل موجود بیابید.
اتصال کوتاه عاطفی: اتصال کوتاه عاطفی زمانی اتفاق می‌افتد که یکی از شرکا متقاعد می‌شود که احساسات شریک زندگی‌اش قابل کنترل نیست.
راه حل: فیوز ضعیف شده خود را با مراقبت از خود (رژیم غذایی سالم، ورزش و خواب خوب) تقویت کنید. خودتان را به رفتارهای مثبت در مقابل رفتارهای منفی شریکتان متصل کنید. برای مثال، او در مورد تحمل دیدگاه‌های سیاسی افراطی پدر و مادرم زمانی که آخر هفته گذشته به دیدارشان رفتیم، بسیار خونسرد بود.
تخیل بیش فعال: شما به نتایج منفی در مورد شریک زندگی خود می رسید که بر اساس واقعیت نیست. (“او اخیراً خیلی درگیر است، او باید به رابطه توجه بیشتری داشته باشد.”)
راه‌حل: با سنجش شواهدی که نشان می‌دهد چه چیزی خوب پیش می‌رود، خود را به واقعیت بازگردانید. به عنوان مثال، بهتر است بگویید، “من احساس می‌کنم همسرم به دلیل مشکلاتی که در محل کارش وجود دارد آشفته حال شده است، اما او برای شخصیت و وفاداری من ارزش قائل است.” چنین طرض تفکری، در مقابل خیالاتی که ناشی از احساس ناامنی است کمک زیادی می کند.
تله همه یا هیچ: شما می بینید که همسرتان یا همیشه کار اشتباهی انجام می دهد یا هرگز کار درست را انجام نمی دهد.
راه حل: به یاد داشته باشید که تقابل با افرادی که چنین تفکری دارند، مانند ورود به سرزمینی مملو از مین های انفجاری است. درعوض، سعی کنید بیشتر خیرخواه باشید. مثلا بگویید، او به دلایلی که برایش مهم است، نظرات خود را در مورد طب سنتی دارد. احترام گذاشتن به نظرات او به شما کمک می‌کند تا به گفتگوهای آرام و سازنده نزدیک‌تر شوید.
نتیجه گیری فاجعه آمیز: یکی از شرکا در اعمال و رویدادهای منفی در مورد شریک دیگر اغراق می کند. (“او آن چک را نگرفت و اکنون ما به خانه کوچکی می رویم!”)
راه‌حل: ابتدا به نتایج تصمیمات اشتباه خود فکر کنید تا بتوانید نسبت به شریک زندگی‌تان و حتی خودتان صبور باشید. سپس، سعی کنید به او بگویید: اگر من رهبری مدیریت مالی مشترکمان را بر عهده بگیرم، چه احساسی خواهی داشت؟ زیرا اضطراب من در مسائل مالی می‌تواند باعث شود تصمیمات محتاطانه‌تری بگیریم.
بمب “باید”: شما فکر می‌کنید که همسرتان باید نیاز های شما را برآورده کند، فقط به این دلیل که باید این نیاز ها را از قبل بداند. (“باید بدانی که چقدر از شغلم متنفرم، حتی اگر به همه می گویم که چه فرصت خوبی است.”)
راه حل: از چنین رفتار و طرض فکری نسبت به شریک زندگی خود دست بردارید. سعی کنید بایدها را با “دوست دارم” جایگزین کنید. به عنوان مثال، در این مورد، می توانید بگویید، “دوست دارم زمانی که احساس ناامیدی می‌کنم یا در کارم غرق می‌شوم، از من حمایت کنید.
کاری که زوج های خوشبخت انجام می دهند.
در حالی که ممکن است هسته‌های حقیقت در زیربنای برخی از این نوع افکار سمی وجود داشته باشد، اما میزان تحریف، اغراق و تمرکز بیش از حد بر روی آنهاست که می‌تواند لذت روابط عاشقانه را از بین ببرد. اینکه بتوانید به دنبال ویژگی ها و رفتارهای مثبت شریک زندگی خود باشید و سپس روی آن تمرکز کنید، کلید غلبه بر افکار سمی است.
زوج‌های شاد و راضی که در افکار سمی غرق نمی‌شوند، طرز فکر بهتر، واقعی‌تر و سالم‌تری در مورد یکدیگر دارند. این طرز تفکر چنین زوج هایی را قادر می سازد تا ارتباطات را بهبود بخشند، مشکلات را حل کنند و روابط عاشقانه خود را تقویت کنند. این پایه اصلی برای یک رابطه شاد است. این راز موفقیت، فقط در یک مکان یافت یا ساخته می شود، در ذهن شما.
افکار نهایی
آگاه بودن و به چالش کشیدن افکار منفی خود، راه مهمی برای جلوگیری از بهم خوردن رابطه عاشقانه شماست. این وظیفه ماست که مسئولیت آن را بپذیریم که شرکای خود را در حد معقول از شک و تردید بهره مند کنیم.
شما وارد رابطه نشده اید که با شما بد رفتار شود، نادیده گرفته شوید یا رها شوید.
مورد آزار و اذیت قرار گرفتن یا تحقیر شدن، قرار گرفتن در معرض هزینه های بی پروایی، محروم شدن از زندگی جنسی، یا مجبور به تحمل رفتار مشکل ساز و ناپخته، چیزی نیست که ما از شما می خواهیم. اگر این اتفاق در رابطه شما رخ می دهد، شریک زندگی شما باید تغییرات اساسی ایجاد کند.
ممکن است نیاز به مشاوره فردی و زوجی باشد. اگر همسر شما در جلسات مشاوره همکاری نمی کند، باید با این واقعیت روبرو شوید که احتمالاً هرگز تغییر نخواهد کرد. سپس تصمیم بگیرید که سعی کنید به بهترین شکل ممکن با او زندگی کنید یا به رابطه پایان دهید. ما طرفدار تلاش برای حفظ روابط هستیم، اما در مواجهه با صدمات مکرر و بی‌مسئولیتی، شاید بهتر باشد که تصمیم متفاوتی گرفته شود.
مرجع : مددکاری اجتماعی آوان



ارسال به دوستان
ارسال به دوستان
چاپ
نسخه چاپی


نظر کاربران


نظر خود را براي ما ارسال كنيد