ویروس کرونا اگر برای زندگی و حیات همه آحاد بشر ترسناک و تهدیدی خطرناک بود اما برای عدهای که همواره، سود و منفعتشان ریشه در بحرانها و بدبختیهای مردم دارد فرصتی مغتنم برای سوءاستفاده بوده و هست.
از کاسبان و احتکار کنندگان ماسک و دستکش و موارد ضدعفونی تا کسانی که قیمت لیمو، زنجبیل، برنج و لپه و سایر مایحتاج بهداشتی و غیربهداشتی مردم را در روزهای قرنطینه، با چند برابر قیمت عرضه کردند گرفته تا دزدان و تاراج گران میراث و سایتها و تپههای تاریخی که در دوران قرنطینه و تعطیلی ادارات و نهادهای مسئول و در خانه ماندن مردم، فرصت را مناسب دیده و با لودر، بیل مکانیکی، کلنگ و تراکتور و هرچی در اختیار داشتند به جان میراث گذشتگانمان افتادند! همه و همه رفقای فابریک کرونایند؛ کُشنده و خطرناک مانند کووید_۱۹.
در کنار انواع و اقسام کاسبان و عاشقان روزهای کرونایی اما نوع دیگری هم در این دو ماه عرضاندام کردند که البته اقدامات خرابکارانه آنان را میتوان متأثر از دو فاکتور برداشت نادرست از مالکیت قانونی مراتع و منابع و یا سوءاستفاده از کاهش نظارت قانونی نهادها به دلیل شرایط خاص ناشی از شیوع کرونا و بحرانی شدن وضعیت دانست؛ مرتع خواری، کوه خواری، جنگل خواری، برداشت غیرقانونی شن و ماسه و مصالح از رودخانه و کوهها و دستدرازی به منابع ملی را باید از سنخ اقدام و افراد به شمار آورد.
مساحت استان آذربایجانغربی حدود ۴.۲ میلیون هکتار است که نزدیک به ۲.۸ میلیون از آن را منابع طبیعی تشکیل میدهند.
این منابع در حکم «انفال» بوده و ثروتی است که باید ضمن بهرهبرداری اصولی از آن، برای آیندگان نیز حفظ و حراست شود. انفال همان اموال عمومی (بیتالمال) مانند اراضی موات، کوهها، جنگلها، رودخانهها و آنچه داخل آن است که برای عموم مردم آفریده و به اشخاص حقیقی ارتباطی ندارد.
متأسفانه در همین استان آذربایجانغربی در یک ماه گذشته، در کنار برداشت غیرقانونی شبانه و مخفیانه شن و ماسه از بستر رودخانهها توسط برخی از سودجویان، صدها مورد از دستدرازی به مراتع ملی و شخم زدن آن و یا تبدیل اراضی بیتالمال به ملک شخصی و ایجاد حصار و حفاظ و غیره در سایه سیاستهای قرنطینهگی و تعطیلی نهادهای مربوطه اتفاق افتاده و روزهای تعطیلی کرونایی و غیبت مردم و مأموران، ظاهراً فرصت مناسبی برای این حجم از تاراج منابع ملی و آبخیزداری بوده که البته در چند روز گذشته، شناسایی و برخورد با آنها بصورت جدی، در دستور کار قرار گرفته است.
طبیعتاً برای اداراتی چون منابع طبیعی و آبخیزداری یک استان با امکانات و نیروهای محدود، امکان نظارت مستمر و رصد و شناسایی متخلفان در پهنهای به وسعت حدود ۳ میلیون هکتار مرتع، هرگز فراهم نیست و جا دارد تشکلهای مردمنهاد زیستمحیطی، دهیاران روستاها و همه شهروندان دلسوز و «وطندوست»، نسبت به این امر حساسیت لازم را داشته و هرگونه تجاوز و دستدرازی را با ذکر مستندات به رسانهها و مراجع مربوطه رسمی، اعلام و ارسال نمایند.
منکر برخی کاستیها و یا حتی بعضاً بعضی روابط غیرقانونی و چشمپوشی بر پارهای از تخلفات نیستیم اما بهصورت کلی بدنه مسئول حراست و صیانت از منابع ملی با مسئولیتی اجتماعی، رسمی و اخلاقی، چشمانتظار مساعدت و یاری شهروندان و اعضای انجمنهای دلسوز مردمنهاد زیستمحیطی و غیره برای ایجاد حساسیتهای لازم و فرهنگسازی مردمی، فشار محلی و منطقهای بر دستاندازان به منابع ملی و همچنین شناسایی و در نهایت اعلام موارد تخلف به نهادهای مسئول است.
همه شهروندان برای حفظ منابع طبیعی و جنگلها و مراتع موجود دارای مسئولیت اجتماعی، اخلاقی، انسانی و ملی بوده و حفاظت، احیا، توسعه و بهرهبرداری از این منابع باید راهبرد اصلی همگان برای حفظ این منابع برای نسلهای بعدی باشد.