تاريخ: ۱۳۹۸ جمعه ۱ شهريور ساعت ۱۲:۱۲ بازدید: 233      نظرات: 3      کد مطلب: 11596

چرا نقد مدیریت مؤثر نیست؟

جلال رحمانی


 

هرگاه نقدی بر دستگاه مدیریتی استان و یا شهری منتشر می شود، واکنش هایی از طرف مسئولین و مردم برمی انگیزاند و مدتی مورد بحث و مناقشه قرار می گیرد و بعد از مدتی بسیار کوتاه سیستم با همان روال سابق و احتمالاً قابل انتقادتر ادامه مسیر می دهد. گویی اساساً کسی چیزی نگفته و کسی هم چیزی نشنیده است. در شرایط فعلی چه در کشور و چه در استان، قبل از مسئله و معضل مدیریت یک مسئله بسیار اساسی تر وجود دارد و آن "نقد ناپذیری" سیستم و نظام مدیریتی است. منقدین سیاسی و اجتماعی باید بیشتر و پیشتر از هر مسئله ای به این پرسش بپردازند. برای کمی روشن شدن موضوع به نکاتی در این زمینه اشاره می کنم.

1- بحث ما نقدناپذیری سیستم و نظام مدیریتی است و نه لزوماً مدیران. البته مدیران و ذهنیت های مدیریتی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جزیی بسیار مهم از این نظام می باشند و دارای همان شاخص های معضل ساز سیستم. اگر ما می توانستیم مدیرانی متفاوت به این ابر سازه مدیریتی تزریق کنیم به احتمال قوی تحولات و اصلاحات ساختاری توسط آنان امکان پذیر می شد. اما روش های دیگری نیز می تواند وجود داشته باشد مثل پیگیری سیاست حداقلی کردن دولت و خصوصی سازی. این سیاست باعث خواهد شد که ما توسعه خود را در همه زمینه ها به مدیریت دولتی گره نزنیم. اگر بدنه دولت بتواند این سیاست را درونی کند مهمترین زیرساخت اقتصادی-اجتماعی برای رسیدن به توسعه یافتگی شکل گرفته است.  

2- نقدناپذیری سیستم مدیریتی و مدیران آن به این معنی که لزوماً مدیران در برابر نقدها واکنش نمی دهند، نیست بلکه مسئله مهمتر بی واکنشی سیستم است. معمولاً مدیران واکنش هایی مقطعی از خود نشان می دهند اما در روال ها و فرایندها هیچ تحولی به وجود نمی آید.

3- منتقدین خود نیز بخشی از مسئله نقدناپذیری نظام مدیریتی می باشند. آیا اگر ما بارها سخنی می گوییم و اثر نمی کند نباید به خود نیز شک کنیم. ما فهمیده ایم که مسئله ای وجود دارد اما شاید ابعاد مسئله را درست نمی دانیم و درست صورتبندی نمی کنیم. شاید نقد ما اساساً نقد نیست. نقد مؤثر معمولاً با مصلحت سنجی جور در نمی آید.

نقد مخرب است. قرار نیست ناقد با نقدش کسی را مورد نوازش و ملاطفت قرار دهد و آن کسی که مورد نقد قرار می گیرد نیز اگر درک درستی از عقلانیت انتقادی و فوایدش داشته باشد چنین توقعی نخواهد داشت.

4- سیستم مدیریتی امری انتزاعی و جدا از زمینه فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و یا نظام اقتصادی کشور و منطقه نیست. نمی شود مدیریت در استان  را نقد کرد بدون در نظر گرفتن اینکه آذربایجان غربی استانی در کشوری جهان سومی، دارای سیستم سیاسی ویژه، با جمعیتی نسبتا کم نسبت به کل کشور، دارای موقعیتی حاشیه ای و پیرامونی نسبت به پایتخت در کشوری با سیستم سیاسی-اقتصادی تمرکزگرا و دارای موقعیت سوق الجیشی نظامی در یکی از حساس ترین نقاط جهان است.

پیشنیاز نقد مدیریت، وجود یک نقد اجتماعی قدرتمند است که متأسفانه روشنفکری ایرانی بعد از صد و چند سال از مشروطیت به عنوان تبلور سیاسی حضور مدرنیته در ایران می گذرد، نتوانسته آنرا تولید کند.

از طرفی به نظر نمی رسد علی رغم سابقه فرهنگی و تاریخی استان بتوان به بوجود آمدن یک نقد اجتماعی-فرهنگی مؤثر منطقه ای امیدوار بود.

اگر مدیریت بخواهد متحول شود و از تصلب نقدناپذیری بیرون آید باید در اندیشه گسترش گستره نقد خود به حوزه هایی باشیم که زمینه نظام مدیریتی ما هستند.

این کنشی است که به شجاعت در نظر و عمل که البته با تهور مبتذلانه متفاوت است، نیاز دارد.

5- نکته آخر که به شکلی مرتبط با نکته چهارم است این می باشد که اگر بسیاری از مدیران ما نه توان خلاقیت و یا فهم خلاقیت دارند و نه سواد و علم لازم برای مدیریت و نه فهم و درک اجتماعی تا به تعهدی واقعی برسد و نه البته جرأت و جسارت لازم چه کسی وچه چیزی را باید نقد کرد و از کجا باید آغاز نمود؟




ارسال به دوستان
ارسال به دوستان
چاپ
نسخه چاپی


نظر کاربران

0
0
پاسخ به این اظهارنظر

طاهر ۱۳۹۸/۶/۵
مساله ای که در بسیاری از نویسندگانی که قلم می زنند مشهود است این است که دوستان نقطه اشکال و ایراد را پیدا می کنند اما برای آن راه حلی ارائه نمی دهند
0
0
پاسخ به این اظهارنظر

شاهو ۱۳۹۸/۶/۵
قبل از انکه مدیری را بخواهیم نقد کنیم به درستی اشاره شده که باید سیستم را نقد کرد. متاسفانه بیشترین انتقاداتی که می شود تنها در باره مدیران است
0
0
پاسخ به این اظهارنظر

سامان ۱۳۹۸/۶/۵
نکاتی اشاره شده بسیار دقیق و درست بودند

نظر خود را براي ما ارسال كنيد