تاريخ: ۱۳۹۸ چهارشنبه ۲۳ مرداد ساعت ۱۱:۴۷ بازدید: 841      نظرات: 1      کد مطلب: 11561

رضایت زناشویی چگونه بدست می آید؟

سامان بی باک ـ مدرس دانشگاه




خانواده، یک نهاد اجتماعی است که با ازدواج بین زن و مرد بوجود می آید. تداوم این پیوند مقدس، مستلزم عشق و علاقه‌ی بین زوجین، تفاهم، احساس صمیمیت و همدلی بین آنان و در نهایت، آرامش و آسایش در زندگی مشترک می باشد. همین احساس خشنودی و خوشحالی است که باعث ارضای نیازهای مختلف جسمی، عقلی و عاطفی بین طرفین می گردد و رضایت از زندگی همزیستی را بوجود می آورد که به آن، "رضایت زناشویی و احساس مطلوب از ازدواج" می گویند.                                         

همه‌ی انسان‌ها (مخصوصا خانم‌ها) قبل از ازدواج، رویاهایی را در مورد همسر آینده‌ی خود در ذهن می‌پرورانند و معیارها و ملاک‌هایی را تعیین می‌کنند که اغلب، بعد از ازدواج به دلیل تاثیر شرایط و محیط، تا حدود زیادی محقق نمی‌شود و در حد آرزویی باقی می‌ماند و در آینده منجر به ناسازگاری و عدم رضایت از زندگی مشترک می‌گردد. این عدم رضایت باعث می شود که آسیب های جدی بر پیکره‌ی خانواده وارد آید و مقدمه ای شود برای طلاق عاطفی یا طلاق دایم. در ضمن، بر رشد و تربیت فرزندان نیز تاثیر سو دارد و می‌تواند بر آنان ضربه‌ی روانی وارد نماید. اما اکنون سوال اصلی اینجاست که با این واقعیت پیش رو چه باید کرد؟ چگونه می‌توان این احساس رضایت و خشنودی را به گونه ای دیگر به دست آورد و از زندگی زناشویی لذت برد؟ چه راه حلی پیشنهاد می شود که این عدم رضایت ها منجر به مشکل نشود و از طرف مقابل خود دلسرد نشد؟ چه باید کرد که از ازدواج با طرف مقابل خود احساس پشیمانی نکرد و عشق طرفین تبدیل به تنفر نشود؟ و...                           

راهکارها

- تقویت احساس صمیمیت، دوستی و نزدیکی با همسر

همسرانی که رابطه ی آنان به سردی گراییده است و از زندگی مشترک خود ناراضی هستند باید سعی کنند با راهکارهای زیر، خانواده ی خود را استحکام بخشند و تا حدودی بر مشکلات زندگی زناشویی خود فایق آیند: "شناخت بیشتر یکدیگر، ارزش گذاشتن بیشتر به همسر (قدردانی از زحمات همسر)، احترام به ایده ها، نظرات و شخصیت طرف مقابل، آرام صحبت کردن با همسر، قبول واقعیت ها و منطقی بودن، لجباز نبودن، مغرور نبودن، وقت گذاشتن برای خانواده، تعریف از همسر در نزد دیگران و افراد فامیل، توانایی بر زبان آوردن احساسات درونی و عشقی زوجین به یکدیگر، توجه ویژه به روابط مستمر، لذت بخش و صحیح جنسی با همسر، (چون این مورد در زندگی زناشویی بسیار مهم است، اگر در این زمینه، مشکل، ناتوانی و بی میلی وجود دارد می توان با مراجعه به روانشناس، پزشک و یا دکتر داروساز، این مشکل را مرتفع نمود) کار بر روی رفتارهای عاطفی همانند: نوازش کردن، کادو دادن و... ابراز علاقه (البته واقعی و از ته دل) و... "                                                                                           

- تقویت روحیه ی گذشت و فداکاری (البته ناگفته نماند که هر خطایی قابل چشم پوشی نیست و هر انسانی هم ارزش فداکاری ندارد)

معمولا در زندگی زناشویی هر زوجی، مشکلاتی وجود دارد که بر روی خلق و خو و حتی اعصاب و روان زوجین تاثیر مستقیم می‌گذارد و گاهی هم خطاها و کمبود محبت هایی از هر یک سر می زند که این مورد هم به دلیل «مشکلات سخت زندگی، مشکلات اقتصادی و معیشتی، خستگی، دخالت یا دردسر اطرافیان و ...» امری طبیعی است که لازم است در بعضی از موارد، طرفین سعه‌ی صدر داشته باشند و از خود، بزرگی به خرج دهند، افسرده و ناامید نشوند و نگذارند که احساس خشنودی و رضایت از زندگی زناشویی در وجود آنان خاموش شود. البته همانطور که در بالا عنوان شد، گاهی موارد، شرایط زوجین به دلیل بی احترامی، بی آبرویی و خیانت هایی که بین آن ها صورت گرفته، متفاوت است و دیگر جایی برای گذشت و فداکاری نمی ماند که باید از طرق دیگر به حل آن پرداخت.

 در مورد تامین نیازهای معیشتی همسر(پوشاک، نیازمندیها، خرجی ماهیانه و...) هم باید سعی کنیم تا حد امکان، گذشت داشته باشیم و همسر خود را درک نماییم، چون متاسفانه به دلیل شرایط کنونی و سخت اقتصادی حاکم بر جامعه و در آمدهای پایین، اکثر مردان از پس هزینه های کمر شکن زندگی بر نمی آیند و از این بابت هم بسیار پریشان و ناراحتند، با این وجود تا حد امکان از مقایسه ی زندگی خود با زندگی دیگران و چشم و هم چشمی های بی مورد و ... بپرهیزیم و از وضعیت فعلی زندگی زناشویی خود ناامید نشویم و احساس ناکامی، محرومیت و افسردگی نکنیم و نگذاریم این حس رضایت از همسر در وجود ما از بین برود و حتی در برخی موارد، تبدیل به تنفر شود.

 - قبول شغل و درآمد، تحصیلات و قیافه ی ظاهری همسر

 معمولا همه ی زوجین (مخصوصا خانم ها) دوست دارند که همسری با شغل مناسب و درآمدی بالا، تحصیلات دانشگاهی و به قول عامیانه،"خوش تیپ"داشته باشند، ولی آیا این شرایط برای همه امکان پذیر است؟ ما می توانیم با پشتیبانی، احترام گزاشتن و قدردانی از زحمات همسر، گلایه نکردن های مداوم و...  به وی روحیه بدهیم تا وضعیت زندگیمان بهبود یابد. و اگر نه می توانیم احساسات را کنار بگذاریم و از اول با او ازدواج نکنیم، اما اگر ازدواج کردیم باید با راهکارهای خاص در فکر بهبود شرایط باشیم و این "ای کاش ها" را مدام در ذهن خود تکرار نکنیم: «کاش با او ازدواج نمی کردم، خدا بده شانس، اگر با فلانی ازدواج کرده بودم الان...، مگر از آن فلان... شده چه چیزی کمتر دارم که الان او در این ناز نعمت باشد و آنوقت من بیچاره تو این فلاکت، کاش، کاش و کاش...»                 

 سخن آخر

همه ی ما دوست داریم که زندگی مرفه و همسری ایده آل داشته باشیم و به یقین، اگر بخواهیم، این نعمت را داریم و خواهیم داشت، مگر در بعضی موارد خاص. درست است که در زندگی زناشویی، بعضی چیزها غیر قابل تحمل و حتی غیر قابل بخشش است و از احساس خشنودی و رضایت زوجین می کاهد، همانند: «بی احترامی، بی اخلاقی، دروغگویی و عدم صداقت، کمبود محبت و نبود عشق، خیانت و عدم وفاداری، بی پولی و محرومیت و کمبودهای رفاهی زندگی (مخصوصا برای خانم خانه و فرزندان) در مقایسه با زندگی مرفه بعضی ها و...» پس تا آنجا که می توانیم و امکان دارد، با توکل بر خدا و راهکارهای پیشنهادی سعی کنیم مسیر زندگی خود را تغییر دهیم و با سازش با همسر، دو نفره بر مشکلات زندگی غلبه کنیم و این حس رضایت از زندگی زناشویی را در خود تقویت نماییم و زندگی خود را آنگونه که هست، بپذیریم و برایش بجنگیم.                                                       

شاید اگر سرنوشت ما به گونه ای دیگر رقم می خورد، الان مشکلات دیگر و یا حتی بزرگتری داشتیم. اگر کمی هم مهربانتر به زندگی خود بنگریم، درمی یابیم که  همسر ما در زندگی، امتیازاتی دارد که همسران دیگران ندارند، همانند: «اخلاص، راستگویی و صداقت، با شرف و ناموس بودن، فداکاری، وفاداری و حسن های دیگر...» که این ها ثروت واقعی هستند و به یاد هم داشته باشیم که "پول"، برابر با خوشبختی مطلق نیست، چون خیلی ها آن را دارند ولی خیلی چیزها ندارند. (همانند بعضی از همسران پولدار که "مایه" دارند ولی "وفا" ندارند). پس، یاد بگیریم که عاشق باشیم، دوست بداریم، به آن چه داریم افتخار کنیم و ارزش قائل شویم. به قول حافظ:             

رضا به داده بده و ز جبین گره بگشای

که بر من و تو در اختیار نگشادست

با این تفسیر:

چه نعمت بزرگی است آرامش داشتن و چه عذابی است دل شوره داشتن! انسانها ناگزیر از زندگی هستند، عده ای به آنچه خداوند به آنها داده راضی و خشنود هستند. البته این دلیل نمی شود که برای زندگی بهتر تلاش نکنند و روزگار خود را با آرامش سپری نکنند. عده ای هم هستند که همیشه از زندگی ناراضی اند و روزگار خود را با عذاب سپری می کنند. آرامش داشتن در زندگی به ثروت نیست؛ چه بسا آدمهای پولداری که همیشه دل شوره دارند؛ آرامش داشتن به این است که به آنچه که داری راضی باشی و درضمن، تلاش کنی زندگیت روز به روز بهتر شود.

 

مشاوره و بازبینی:

سلیمان کارسولی (کاشناس ارشد مشاوره خانواده)




ارسال به دوستان
ارسال به دوستان
چاپ
نسخه چاپی


نظر کاربران

1
0
پاسخ به این اظهارنظر

اوین پوراحمدی ۱۳۹۸/۵/۲۳
خیلی عالی بودواقعا همه چیز عین واقعیت بیان شده ممنون

نظر خود را براي ما ارسال كنيد