تاريخ: ۱۳۹۵ شنبه ۸ آبان ساعت ۱۲:۱۳ بازدید: 716      نظرات: 2      کد مطلب: 2144

ارتقای فرهنگ شهروندی لازمه شهرنشینی قرن بیست و یکم

اسماعیل حسین نژاد، کارشناس ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری


 
 اسماعیل حسین نژاد( کارشناس مسائل شهری)

انسان‌شناسان پيدايش موجودات انسان‌نما بر روي كره خاك را به حدود چهار ميليون سال قبل مربوط مي‌دانند، ضمن اين كه بر اساس فسيل‌هاي به دست آمده، پيدايش انسان هوشمند را مي‌توان به حدود 5/2 ميليون سال قبل نسبت داد. انسان‌هاي اوليه به صورت متحرك زندگي مي‌كردند و جاي ثابت نداشتند. اين دوره از حيات نوع انسان كه تا حدود 15 الي 10 هزار سال قبل ادامه داشت، عصر حجر قديم (Palaeolithic) ناميده مي‌شود. در اين دوره زندگي بر روي درختان و غارنشيني اساس سكونت‌گاه بشر را تشكيل می داده است. روند شهرنشینی که از عصر نوسنگی (نئولیتیک) آغاز شده بود، با انقلاب صنعتی شکل طوفانی عظیم به خود گرفت، بدین ترتیب شهر به محملی تبدیل شد برای سازماندهی مجدد روابط اجتماعی. برای اولین بار در تاریخ بشر، سهم جمعیت ساکن در مناطق وسیع شهری در جهان، بین سالهای ٢٠٠٧-٢٠٠٨، بیش از جمعیت ساکن در روستاها شد. بدین ترتیب اکنون بیش از ٣.٣ میلیارد نفر در شهرها زندگی می کنند که افزون بر ۵٠٠ میلیون نفر آنها یا در ابر شهرهایی ساکن اند که از ١٠ میلیون نفر بیشتر جمعیت دارد و یا کلان شهرهائی با ۵ میلیون سکنه. بر اساس ارزیابی سازمان ملل متحد، درصد شهرنشینان در سال های آینده بصورت چشمگیری افزایش خواهد یافت و از ۵٩.٧ درصد در ٢٠٣٠ به ۶٩.۶ درصد در ٢٠۵٠ می رسد و اکثریت این رشد جمعیتی را مراکز شهری قدیمی و جدید جذب خواهند کرد (World Urbanization Prospects, the 2007 Revision Population Database). پس انقلاب شهري برخلاف انقلاب كشاورزي فقط انقلابي در تغيير شيوة معاش نبود، بلكه در ارتباط ميان انسان و محيط زيست او دگرگوني اساسي به وجود آورد و تمدن بشري كه مبتني بر كار، تكنولوژي حكومت و طبقات اجتماعي است، محصول آن است.

از انقلاب صنعتی به این سو، پویش شهرنشینی در جهان سمت و سوی معینی داشته است. نیروی نهفته در این پویش ضمن گرایش به تمرکز، موجب باز توزیع جمعیت جهان در مقیاس انبوهی شده است. این جابجایی اکنون به طرز شگفت آوری جغرافیای جمعیت جهان را دستخوش تغییر کرده است. به دیگر سخن شهرها دو سوم افزایش جمعیت شهری در طی دوره فوق در خود جای داده اند و شهرنشینی قرون جدید سیر صعودی را پیموده است و در این راه زندگی روستایی را نیز تحت تاثیر قرار داده است بطوریکه جهان بسرعت در حال شهری شدن است. هجوم جمعیت روستایی به حاشیه ی شهرها و مسائلی از این دست، خصوصا در جوامع در حال توسعه امروزه به معضلی برای شهرنشینی قرن حاضر تبدیل شده است

فرآیند شهرنشینی هنگامی روی می دهد که عده زیادی از مردم، مناطق کشاورزی کشور را ترک کنند و سکونتگاه های شهری ایجاد کنند. در قرن بیستم، شهرنشینی در کشورهای در حال توسعه به شدت گسترش یافت.

جامعه شناسانی از قبیل دورکیم، ردفیلد، ورث و تونیس در اوایل قرن بیستم، مرحله گذار از جامعه روستایی به جامعه شهری را به طور وسیع مورد مطالعه قرار دادند. این دانشمندان اعتقاد راسخ داشتند که گذار از شیوه زندگی روستایی به زندگی شهری عواقب نامطلوب بسیاری به بار می آورد. به گمان آنها در این گذار، روابط غیر خصوصی جایگزین روابط خصوصی می شود و در نتیجه، جامعه دچار هرج و مرج می شود. شهروندی نتیجه پیشرفت شهرنشینی و نهادینه شدن رفتار شخص شهرنشین در بطن جامعه بوده و تکمیل کننده ی فرآیند شهرنشینی می باشد. به بیانی دیگر هنگامیکه شهرنشینان به حقوق خود و دیگران آگاه باشند و به وظایف خود در قبال همدیگر در درجه اول و وظایف خود در قبال محیطی که در آن زندگی می کنند در درجه دوم عمل نمایند، مفهوم شهروندی را تحقق بخشیده اند. شهروند از لحاظ قانونی یک شخصیت حقیقی و حقوقی به حساب می آیند. برای روشن تر شدن مفهوم شهروندی و وظایف آن ابتدا به تشریح شهر نشینی و شهرگرایی و تفاوتهای این دو مفهوم می پردازیم: شهر نشینی مفهومی صرفا کمی دارد و هر فردی که در فرآیند مهاجرت وارد محیط شهر می شود و قصد بازگشت به مبدا را نداشته باشد شهرنشین محسوب می شود. اما شهرگرایی مفهومی کاملا کیفی دارد و به نوع و شیوه زندگی شهرنشینان مربوط می شود. مفهوم شیوه زندگی را ابتدا ویدال دولابلاش بکار گرفت و آنرا وارد مباحث جغرافیایی کرد. بعدها لوئیز ورث در مقاله ای این مفهوم را با عنوان «شهرگرایی، شیوه زندگی» مطرح ساخت که با گذشت نیم قرن هنوز هم در کانون مباحث شهری قرار دارد. می توان گفت شهرگرایی، با تغییراتی در ارزشها، آداب و رسوم و رفتارهای جمعیتی همراه است. با توجه به دو مفهوم مجزای شهرنشینی و شهرگرایی به این نتیجه می رسیم که یک کشور، ممکن است سهم بیشتری از شهرنشینی داشته باشد، اما در سطح پایین شهرگرایی قرار بگیرد. نمونه کامل این وضع، در شهرهای بزرگ کشورهای در حال توسعه دیده می شود؛ بدینسان که بخش مهمی از جمعیت کشورهای در حال توسعه را مهاجران روستایی و مهاجران سکونتگاههای کم جمعیت تشکیل می دهند. بطور کلی می توان گفت شهرگرایی نتیجه و پس آیندی است که از عملکرد شهرنشینی عاید می شود و در یک جمله نهادینه شدن فرهنگ شهر نشینی می باشد. پس برای دستیابی به فرآیند شهرگرایی باید تغییر در رفتار اجتماعی بین افراد جامعه را نیز، شاهد باشیم که خود مستلزم ترویج فرهنگ صحیح شهری می باشد.

محققين، ويژگي‌هاي بارز نسخه معاصر جامعه مدني و آيين شهروندي را در قالب چند اصل برمي‌شمارند، اصول اخلاقي و سياسي كه هم دامنه جهاني و هم استعداد و قابليت هم سازي و سازگاري با تنوع و خودمختاري فرهنگي داشته باشند، اصولي كه بتواند (به شعار جهاني بينديشيم و محلي عمل كنيم) جامعه عمل بپوشاند

اين اصول عبارتند از:

1- اصل فضاي مشترک (The shared space principle)

2- يعني هيچ گروهي از شهروندان نبايد قادر به انحصار فضاهايي در شهر باشند كه براي بسياري از گروه هاي ديگر اهميت دارند: مانند پياده روها، آب و هوا، فضاي مجازي شبكه اطلاع رساني

3- 2- اصل كالا هاي عمومی (The public goods principle)

4- آن دسته از كالاها كه فرد يا گروهي نمي‌تواند آن را به صورت شخصي تصاحب كند و پيش شرطي براي امكان حضور همه شهروندان در شهر و منطقه است مانند جاده ها و شبكه‌ حمل و نقل، بهداشت عمومي، محيط زيست و... و اين كالاها نبايد در اختيار گروه خاصي باشد يا از جانب بخش خاصي از شهروندان دچار آسيب گردد.

3- اصل سهام داری (The Stock holding Principle)

5- تمام شهروندان، حق شكل دادن به شهر و استفاده از آن را دارند و در مقابل بايد متعهد به حمايت از قواعد آن از طريق حمايت مالي با پرداخت ماليات ها باشند.

6- 4- اصل بی ‌طرفی (Impartiality Clause)

7- هيچ شهروندي بر شهروند ديگر ارجحيت ندارد و مسئولان امور شهر بايد بي غرض باشند و در كمك به منافع و ارزش ‌هاي گروهي خاص در شهر بيش از حد مصر نباشد.

8- 5- اصل انصاف (equity)

9- در شهر و جامعه با موارد متفاوت و نا همگون به طور يكسان رفتار شود.

10- 6- اصل نسخ‌ پذيری (revocability)

11- گروه‌هايي از شهروندان، حق سلب آزادي براي عضويت اعضاي خود در ساير گروه ها يا خارج شدن از اين گروه ها را ندارند.

12- 7- اصل تساهل (tolerance)

13- از هيچ شهروند يا گروهي از شهروندان نمي‌توان انتظار داشت كه باورها و اعمال ديگري را بپذيرد با آنها به توافق برسد يا از آنها حمايت كند.

محورهای ارتقای فرهنگی قرن بیست و یکم

1- محور زیست محیطی (ارتقای رابطه انسان و محیط زندگی

2- محور مشارکت شهروندان در رابطه با مدیریت شهر و محلات

3- محور تصحیح برخوردها و روابط اجتماعی

4- محور روابط افراد و آداب صحیح معاشرت نسبت به سایر افراد جامعه

5- تقویت بعد اجتماعی و فرنگی شهروندان

6- تامین آگاهی ها و مهارت های زندگی در شهر

7- مراعات قوانین شهروندی

8- مراعت رفت و آمد های شهری

9- شناخت نیازها و آگاهی از انتظارات شهروندان

10- رعایت حقوق شهروندی

 

اهداف ارتقای فرهنگی شهروندی

1- کسب هویت فردی ، ملی و جهانی 

2- افزایش نظم اجتماعی و انضباط اخلاقی 

3- افزایش روحیه مشارکت 

4- کاهش ناهنجاری اجتماعی 

5- وجود آگاهی کافی درباره ضروریات زندگی شهر نشینی 

6- توسعه روابط رسمی و غیر رسمی مردم با مجموعه مدیریت شهری 

7- کمک به حل مشکلات شهری و تلاش برای بهتر زیستن 

8- بهسازی اجتماعی و ایجادی شهری سالم 

راهکارهای نهادینه کردن فرهنگ شهروندی در جوامع شهری

1- گام اول باید آسیب شناسی دقیق از وضع موجود انجام شود

2- ارائه برنامه هایی برای کاهش و از میان بردن اسیب های موجود

3- وجود ارگان مخصوص مدیریت استراتژیک فرهنگی برای برطرف کردن ناکارآمدی فرهنگی در شهرها

4- برنامه ریزی بر مبنای محلات (محله گرایی) برای گسترش فرهنگ ها و رفتارهای سازنده ی شهروندان

5- طرح زمینه سازی پرورش عقلانیت عمومی جامعه در ارتباط با محیط شهری

نکته: تمامی این پیشنهادات، ابتدا باید در مقیاس های کوچک انجام بگیرند و در هر مرحله آزمون و ارزیابی شوند 



ارسال به دوستان
ارسال به دوستان
چاپ
نسخه چاپی


نظر کاربران

0
0
پاسخ به این اظهارنظر

ئەوین ۱۳۹۵/۸/۸
زۆرسپاس بۆ ئاغای حسێین نژادی بەڕێز،مەقالەیەکی جوان بوو، نمونەتان زۆربێت بۆبۆکان وکوردستان، هەربژین
0
0
پاسخ به این اظهارنظر

مبین رشییان ۱۳۹۵/۸/۸
+لایک

نظر خود را براي ما ارسال كنيد