مهاباد با تاریخی به قدمت هزاران سال. جایی که هر گوشهاش قصهای از تمدن و هنر را در دل خود پنهان کرده است. از معماری شگفتانگیز آرامگاه فقرهقا و آثار آتشکده برده کنته و قلات شاه و خره هنجیران، تا کاروانسراهای صفوی و مساجد دورهی قاجار. این شهر تنها یک مکان جغرافیایی نیست، بلکه گنجینهای زنده از تاریخ، فرهنگ و میراثی است که میتواند چرخهای اقتصادی منطقه را به حرکت درآورد. اما با نزدیک شدن به این گنجینه، با واقعیتی تلخ روبرو خواهیم شد، واقعیتی که بوی بیتوجهی و مدیریت ناکارآمد میدهد.
آنچه امروز از ادارهی میراث فرهنگی مهاباد و ادارهی کل آن در استان میبینیم، نه یک سازمان توانمند برای حفظ و توسعهی این ثروت ملی، بلکه سایهای از یک نهاد است که در حد یک نمایش بیحاصل و مانورهای بیثمر باقی مانده است. این اداره که میتوانست با برنامهریزی درست، زمینهساز اشتغال و امید برای جوانان منطقه باشد، اکنون به نمادی از ناکامی و ناکارآمدی تبدیل شده است.
نمایشگاههای صنایع دستی، که قرار بود ویترین هنر و ظرفیتهای اقتصادی شهر باشند، امروز به صحنههایی بیروح و کمبازدید تبدیل شدهاند. غرفهداران با ناامیدی از بیتدبیری مسئولان مربوطه گلایه میکنند. برگزاری این نمایشگاهها در تابستان، بدون در نظر گرفتن نیازهای فصلی و ذائقهی مخاطب و نسل امروز، تنها یک رفع تکلیف است. در دنیایی که هنر و صنعت با هم پیوند خوردهاند، چطور میتوان انتظار داشت نمایش صنایع بدون هیچگونه ابتکار و خلاقیت، نسل جوان را به سالنهای خالی بکشاند؟ چرا از هنرمندان مطرح شهرستان در زمینه نقاشی، سفالگری، فرش کوردی، ساخت آلات موسیقی و... در کنار اجراهای زنده موسیقی و ورکشاپ برای جذب مردم استفاده نمیشود؟ چرا میراث فرهنگی با نهادهای دیگر همکاری نمیکند تا آیینهای سنتی و دیرین مانند "بیلندانه" و "میرنوروزی" و "کوسه به داس" را احیا و به عنوان جاذبههای گردشگری معرفی کند؟ پاسخ این است که توپ را در زمین ادارات دیگر میاندازند و خود را بیمسئولیت میدانند.
شاید با ذکر نمونەای دیگر بتوان عمق فاجعه را بیشتر نشان داد. کاروانسرای تاریخی سیمون، با قدمتی ۲۰۰ ساله. مدتی قبل خبر رسید که کوبهی در آن به سرقت رفته است. رئیس وقت ادارهی میراث فرهنگی مهاباد در واکنش به این سرقت، این اثر را غیرنفیس توصیف کرده و مسئولیت حفاظت از آن را به گردن مالک و نهادهای دیگر میاندازد. یک اثر تاریخی، حتی اگر نفیس نباشد، بخشی از هویت این شهر است. این طرز برخورد، نشان از آن دارد که مسئولان امر، اهمیتی به آنچه در حال نابودی است، نمیدهند.
وضعیت کاروانسرای کوخ کورتک، نمونهی دیگری از این بیمسئولیتی است. این بنای تاریخی که ثبت ملی شده، امروز در آستانهی نابودی قرار دارد. با وجود اینکه در سال ۱۳۹۸ بودجهای برای مرمت آن تخصیص یافته بود، اما کماکان به حال خود رها شده است. درست مثل فقرهقا. آرامگاه باستانی چند هزار سالهای که ستون داخلیاش تخریب شده و دیوارهایش پر از یادگارینویسی است. این اثر که یکی از مهمترین بناهای تاریخی ایران به شمار میرود، به دلیل نبود نظارت و مدیریت، روز به روز بیشتر در معرض ویرانی قرار میگیرد. اینها تنها نمونهای از بیشمار زخمهایی هستند که بر پیکر تاریخ مهاباد زده شده است. از به تاراج رفتن تپههای باستانی تا تجاوز به حریم اماکن مقدس، از دیوارنویسیهای زشت بر بناهای تاریخی تا ایزوگام کردن ساختمانهای قدیمی که منجر به رطوبت و تخریب بخشی از آنها شده است. میراثی که قرنها در برابر باد و باران ایستادگی کرد، امروز در برابر بیتدبیری مسئولان مربوطه کمر خم کرده است.
یکی از بزرگترین انتقادها به عملکرد این اداره، در گزارش کمیتهی برنامهریزی شهرستان مهاباد هویدا شد. در سال ۱۴۰۳، ادارهی میراث فرهنگی تنها نهادی بود که از بودجهی مصوب خود، حتی یک ریال را هم جذب و هزینه نکرده بود. عملکرد صفر در جذب اعتبارات، نشانهای آشکار از ناکارآمدی و عدم توانایی در مدیریت منابع است. وقتی فرماندار مهاباد از این وضعیت انتقاد میکند، پاسخ رئیس اداره، توپ را در زمین دیگران انداختن است، پاسخی که فرار از مسئولیت را به وضوح نشان میدهد.
وقتی شورا و شهرداری مهاباد خودشان دست به کار میشوند و برای مرمت اماکن تاریخی مانند حوضخانهها و کاروانسرای سیمون هزینه میکنند، مدیران میراث فرهنگی استان و شهرستان در مراسم افتتاحیه حاضر میشوند و ژست تمامکنندهی کار را به خود میگیرند. این نمایشها، بیاحترامی به شعور مردم و تاریخ این شهر است.
میراث فرهنگی مهاباد، میراثی است که به حال خود رها شده است. این اداره به جای اینکه موتور محرک توسعه باشد، امروز به ترمز اصلی این فرآیند تبدیل شده است. متولیانی که بودجه جذب نمیکنند، از وظایف خود شانه خالی میکنند و تنها در زمان برداشت محصول دیگران، خود را صاحباختیار میدانند. به نظر میرسد زمان آن رسیده که متولیان اداره میراث فرهنگی مهاباد و اداره کل آن، به جای ژستهای نمایشی، نگاهی جدی و مسئولانه به وظایف خود داشته باشند.
با تمام این تفاسیر شاید تنها هنر این اداره واکنش سریع و جوابیه و شانه خالی کردن از مسئولیت باشد، ولی آنچه عیان است نیاز به بیان نیست و آن این است که میراث فرهنگی مهاباد زیر سایه بیتدبیری به انزوا رفته است.
سابقه خبر مرتبط: